ولى ابن ابىالحديد از اين نكته غافل شده است كه اماميه ، اسلام و ايمان را متفاوت مىدانند ؛ كسى كه شهادتين را ابراز كند و يقين به خلافگويى او نداشته باشيم در زمرهء مسلمانان است و جان و مال و خونش محفوظ ، ذبيحهء او حلال و ازدواج با او مباح است ؛ اماميه آن را به معناى اقرار به شهادتين و اقرار به امامت ائمهء دوازده گانه مىدانند و براى آن درجاتى قائلند ؛ بعضى داراى درجات پايين ، بعضى درجات متوسط و بعضى درجات عالى هستند و آنچه در كلام امام عليه السلام آمده اشاره به درجهء عالى ايمان است .
از آن بالاتر چيزى است كه قرآن مجيد در اوائل سورهء « انفال » بيان كرده است :
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ * الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ * أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ » ؛ مؤمنان ، تنها كسانى هستند كه هرگاه نام خدا برده شود ، دلهاشان ترسان مىگردد ؛ و هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده مىشود ، ايمانشان فزونتر مىگردد ؛ و تنها بر پروردگارشان توكل دارند . * آنها كه نماز را برپا مىدارند ؛ و از آنچه به آنها روزى دادهايم ، انفاق مىكنند . * ( آرى ، ) مؤمنان حقيقى آنها هستند ؛ براى آنان درجاتى و الا نزد پروردگارشان است ؛ و براى آنها ، آمرزش و روزى پرارزش است » . « 1 »
از اين سه آيهء شريفه به خوبى استفاده مىشود كه ايمان كامل علاوه بر اعتقاد قلبى و عمل به اركان مسائل ديگرى را نيز شامل مىشود ؛ از جمله اينكه هنگامى كه نام خدا برده مىشود دل لرزان گردد و احساس مسئوليت كند و هنگامى كه آيات قرآن بر او خوانده شود ايمانش رشد يابد و اينها امورى است كه حتى معتزله نيز آن را شرط ايمان نمىدانند و جالب اينكه در دو مورد از اين آيات واژهء حصر به كار برده است در ابتدا مىگويد : « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ . . . » ؛ مؤمنان تنها
هامش
( 1 ) . انفال ، آيهء 2 - / 4 .