بسيارى از موارد دست نيافتنى است ، به همين دليل طمعكار براى رسيدن به آن عمرى دست و پا مىزند و چه بسا ناكام از دنيا برود در حالى كه سرمايهء عمر خود را بيهوده از دست داده نه به مقامى در دنيا رسيده و نه در پيشگاه خدا منزلتى دارد .
در حديث معروفى كه ملاصالح مازندرانى در شرح اصول كافى آورده است ، مىخوانيم :
« عَزَّ مَنْ قَنَعَ وَذَلَّ مَنْ طَمَعَ
؛ كسى كه قناعت پيشه كند عزيز مىشود ، و كسى كه طمع بورزد ذليل خواهد شد » . « 1 »
در حديث ديگرى از امام اميرمؤمنان مىخوانيم :
« عِنْدَ غُرُورِ الْأطْماعِ وَالْآمالِ تَنْخَدِعُ عُقُولُ الْجُهّالِ وَتَخْتَبِرُ ألْبابُ الرّجالِ
؛ به هنگام فريب طمعها و آرزوها عقول جاهلان گرفتار مىشود و عقل مردان بزرگ در آزمون قرار مىگيرد » . « 2 »
در حكمت 275 نيز خواهد آمد كه امام عليه السلام مىفرمايد :
« إنَّ الطَّمَعَ مُورِدٌ غَيْرُ مُصْدِرٍ ، وَضامِنٌ غَيْرُ وَفِىّ
؛ طمع آدمى را به سرچشمهء آب وارد مىكند و بىآنكه او را سيراب كرده باشد باز مىگرداند ، طمع ضامنى است كه هرگز به عهد خود وفا نمىكند » . « 3 »
اين سخن را با شعر مشهورى كه ابن ابىالحديد در شرح نهجالبلاغهء خود در ذيل اين گفتار حكيمانه آورده پايان مىدهيم :
طَمِعْتَ بِلَيْلى أنْ تَريعَ وَإنَّما * تَقَطَّعَ أعْناقَ الرّجالِ الْمَطامِعُ
به ليلا طمع ورزيدى كه نظر لطفى به تو كند ( و اين اشتباه بود ) آرى گردن مردان را طمعها قطع مىكند .
* * *
هامش
( 1 ) . شرح اصول كافى ، ج 8 ، ص 181 .
( 2 ) . غررالحكم ، ح 6222 .
( 3 ) . نهجالبلاغه ، حكمت 275 .