براى شناخت هر جمعيتى به ظاهر كار آنها قناعت كن . خالص آنها را برگزين پيش از آنكه ضمير آنها را آزمايش كنى .
زيرا امتحان كردن اقوام ( و جستوجوى بواطن آنها ) سبب وحشت از آنها مىشود . تو تنها به آنچه در ظاهر مىبينى قناعت كن .
زيرا اگر اصرار بر كشف باطن افراد داشته باشى فرد خالص و مخلصى را نخواهى يافت و اين كار آلودگى باطن بسيارى از افراد را بر تو آشكار مىسازد .
روشن است زندگى انسانها بر خلاف كارهايى است كه انجام مىدهند ، هرگاه انسان بخواهد جزئيات زندگى ديگران را با كنجكاوى و دقت پيدا كند و آنها را مورد بازخواست قرار دهد زندگى براى او تلخ خواهد شد و دوستانش از گرد او پراكنده مىشوند .
در حديث جالبى كه مرحوم علامهء مجلسى در بحارالانوار آورده است از اميرمؤمنان عليه السلام مىخوانيم :
« وَعَظِّموُا اقْدَارَكُم بِالتَّغَافُلِ عَنِ الدَّنِّىِ مِنَ الْامُورِ . . . ولَا تَكوُنوُا بَحَّاثِينَ عَمَّا غَابَ عَنْكُمْ ، فَيَكْثُرُ عَائِبُكُمْ . . . وتَكَرّموُا بِالتّعَامِى عَنِ الْاسْتِقْصَاءِ
؛ قدر و منزلت خود را با « تغافل » درباره امور پست و كوچك بالا بريد . . . و زياده از امورى كه پوشيده و پنهان است تجسس نكنيد كه عيبجويان شما زياد مىشوند . . . و با چشم برهم نهادن از دقت بيش از حد در جزئيات ، بزرگوارى خود را ثابت كنيد » . « 1 »
از اين حديث و پارهاى ديگر از احاديث اين نكته روشن مىشود كه موارد تغافل مربوط به امور سرنوشتساز زندگى يك انسان نيست ، زيرا كه در آنها دقت و جستوجو به يقين لازم است . اين دستور منافاتى با مسئلهء امر به معروف و نهى از منكر ندارد ، زيرا وظيفهء امر به معروف و نهى از منكر مربوط به واجبات و محرمات است كه از محدودهء تغافل بيرون است .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 64 ، ح 157 .