نيز به گفتهء شاعرى ديگر :
سياهسيم زراندود چون به بوته برند * خلاف آن به در آيد كه خلق پندارند !
تاريخ اسلام ، نمودار عجيبى از همين كلام حكمتآميز است ؛ افرادى از ياران پيغمبر صلى الله عليه و آله بودند كه در غزوات اسلامى به عنوان مجاهدى خستگىناپذير و افسرى فداكار درخشيدند ؛ ولى بعد از رحلت پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله بر اثر حب جاه و مقام يا مال و ثروت راه خود را جدا كردند و همانگونه كه در حكمت 441 خواهد آمد :
« الْوِلَايَاتُ مَضَامِيرُ الرِّجَالِ
؛ پستهاى مهم ميدان مسابقه و آزمايش مردان است » . و خلاصه كارهايى براى رسيدن به مال و مقام دنيا انجام دادند كه هيچ كس از آنها انتظار نداشت .
در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام در غررالحكم مىخوانيم :
« الْغِنى وَالْفَقْرُ يَكْشِفانِ جَواهِرَ الرّجالِ وَأوْصافِها
؛ بىنيازى و فقر باطن افراد و اوصاف آنها را آشكار مىسازد » . « 1 »
مرحوم كلينى در كافى در حديث معتبرى نقل مىكند كه بعد از قتل « عثمان » ، اميرمؤمنان على عليه السلام به منبر رفت و خطبهاى خواند و در ضمن آن خطبه فرمود :
« . . .
يَوْمَ بَعَثَ اللَّهُ نَبِيَّه صلى الله عليه و آله وَالَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَلَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً حَتَّى يَعُودَ أَسْفَلُكُمْ أَعْلَاكُمْ وَأَعْلَاكُمْ أَسْفَلَكُمْ وَلَيَسْبِقَنَّ سَبَّاقُونَ كَانُوا قَصَّرُوا وَلَيُقَصِّرَنَّ سَبَّاقُونَ كَانُوا سَبَقُوا
؛ سوگند به خدايى كه محمد را به حق مبعوث ساخت ، همگى به يكديگر مخلوط و غربال خواهيد شد ( تا خالص از ناخالص در آيد و پيروان حق از پيروان باطل جدا شوند ) تا آنجا كه افراد پاييننشين بالا و افراد بالانشين پايين قرار خواهند گرفت و آنها كه در اسلام پيشگام بودند و بر كنار گشتند سر كار خواهند آمد و كسانى كه ( با حيله و تزوير ) پيشى گرفتند كنار مىروند » . « 2 »
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ح 8269 .
( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 369 ؛ در نهجالبلاغه هم اين حديث شريف در خطبهء 16 با تفاوتهايى آمده است .