مىكرد . اين كار سبب خوشحالى خانوادهء كودك مىشد و احساس مىكردند پيامبر صلى الله عليه و آله به هيچ وجه از ماجراى كودكشان ناراحت نشده است . هنگامى كه باز مىگشتند پيامبر صلى الله عليه و آله لباس و بدن خود را مىشست . « 1 »
از جمله در حديثى كه مرحوم كلينى در كتاب شريف كافى آورده است ذيل بابى كه به عنوان « الحلم » عنوان كرده است مىخوانيم : امام صادق عليه السلام خدمتكارى داشت كه او را به دنبال كارى فرستاد ولى مدتى گذشت و نيامد . امام عليه السلام در جستجوى وى برآمد ديد در گوشهاى خوابيده است . امام عليه السلام بالاى سرش نشست و او را باد مىزد تا زمانى كه بيدار شد . در آن هنگام امام عليه السلام به او فرمود :
« يا فُلانَ وَاللَّهِ ما ذلِكَ لَكَ تَنامُ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ لَكَ اللَّيْلُ وَلَنا مِنْكَ النَّهارُ
؛ اى غلام ! به خدا سوگند اين سزاوار تو نيست . هم شب را مىخوابى هم روز را . شب براى تو باشد و روز براى ما » . « 2 »
مرحوم مفيد در كتاب مجالس خود از جابر نقل مىكند كه اميرمؤمنان عليه السلام شنيد مردى « قنبر » را دشنام مىدهد و « قنبر » مىخواهد به او پاسخ دهد . امام عليه السلام او را صدا زد فرمود :
« مَهْلًا يا قَنْبَر دَعِ الشّاتِمَةَ مُهاناً تَرْض الرَّحْمانَ وَتَسْخَطُ الشَّيْطانَ وَتُعاقِبُ عَدُوَّكَ
؛ قنبر آرام باش . دشنامدهنده را رها كن كه سبب خشنودى خدا و خشم شيطان مىشود و اين مجازاتى است براى دشمن تو » . سپس افزود :
« فَوَالَّذي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ ما أرْضَى الْمُؤْمِنُ رَبَّهُ بِمِثْل الْحِلْمِ وَلا أسْخَطَ الشَّيْطانَ بِمِثْلِ الصَّمْتِ وَلا عُوقِبَ الْأحْمَقُ بِمِثْلِ السُّكُوتِ عَنْهُ
؛ به خدايى كه دانه را در زمين مىشكافد و انسان را مىآفريند سوگند هرگز انسان با ايمانى پروردگارش را به چيزى مانند حلم و بردبارى خشنود نكرده است و شيطان را به مانند سكوت ( در اينگونه موارد ) خشمگين نساخته و احمق را همانند خاموشى
هامش
( 1 ) . مكام الاخلاق ، ص 25 .
( 2 ) . كافى ، ج 2 ، ص 112 ، ح 7 .