خود را بر عهدهء ديگران مىنهند .
قرآن مجيد دربارهء عباد الرحمان ( بندگان خاص خدا ) مىفرمايد : « وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً » ؛ و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند ( و سخنان نابخردانه گويند ) ، به آنها سلام مىگويند ( و با بىاعتنايى و بزرگوارى مىگذرند ) » . « 1 »
در جايى ديگر خداوند به پيامبرش دستور مىدهد كه : « خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ » ؛ ( به هر حال ) با عفو و مدارا رفتار كن ، و به كارهاى شايسته دعوت نما ، و از جاهلان روى بگردان ( و با آنان ستيزه مكن ) ! » . « 2 »
نيز در مقام مدح انبياى پيشين از صفت حلم نام برده شده است ؛ از جمله دربارهء ابراهيم عليه السلام در آيهء 114 سورهء « توبه » در مدح ابراهيم به سبب حلم و بردبارىاش در برابر عموى بتپرست مىفرمايد : « إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ » ؛ به يقين ابراهيم مهربان و بردبار بود » .
حلم علاوه بر اين ، آثار فراوان ديگرى نيز دارد و آن اينكه به انسان آرامش مىبخشد و وى را از آلوده شدن به گناه به هنگام ستيزهجويى حفظ مىكند و از تشديد عداوت دشمن كه به جسارت و بىادبى پرداخته جلوگيرى مىنمايد .
بر پايه همين نكات است كه اميرمؤمنان على عليه السلام در نهجالبلاغه بارها بر اهميت حلم تأكيد ورزيده است ؛ از جمله در خطبهء 193 ( خطبهء همام ) كه اوصاف پرهيزگاران را شرح مىدهد مىفرمايد : « يكى از صفات آنها اين است كه علم را با حلم مىآميزند » ؛
( يَمْزَجُ الْحِلْمَ بِالْعِلْمِ )
و در حكمت 31 يكى از شاخههاى عدالت ، استوارى در حلم شمرده شده است .
در كلام حكيمانهاى كه پس از اين كلام مورد بحث خواهد آمد
هامش
( 1 ) . فرقان ، آيهء 63 .
( 2 ) . اعراف ، آيهء 199 .