ناآگاهى گمان مىبرند مىتواند روزى جانشين مغز انسان شود هر كدام ظرفيت محدودى دارند كه وقتى اشباع شد مطلب تازهاى را نمىپذيرد در حالى كه روح آدمى چنين نيست و بسيارند دانشمندان بزرگى كه تا آخرين لحظههاى عمر در تكاپوى علم و دانش بوده و هر روز حتى در واپسين ساعات عمر حقيقت تازهاى را كشف مىكردند .
از جمله كسانى كه به اين حقيقت در شرح كلام حكيمانهء بالا اشاره كرده ابن ابىالحديد معتزلى است كه در شرح نهجالبلاغهء خود چنين مىگويد : « در ذيل اين كلام سرّ عظيمى نهفته شده و رمزى است به معناى شريف پيچيدهاى كه طرفداران نفس ناطقه ( روح مجرد ) از اين راه دليل براى اثبات عقيدهء خود گرفتهاند نتيجهء آن اين است كه قواى جسمانى بر اثر تكرار افعال خسته و ناتوان مىشوند ؛ مثلًا هرگاه با چشمهاى خود پيوسته صحنههايى را ببينيم چشم خسته مىشود و اگر باز هم ادامه دهيم ممكن است چشم صدمه ببيند . همچنين است گوش انسان از شنيدن صداهاى مكرر به زحمت مىافتد ( و خسته و ناتوان مىگردد ) و چنين است ساير قواى جسمانى ؛ ولى وقتى به قوهء عاقله مىرسيم مىبينيم قضيه برعكس است ، چرا كه هر گاه معقولات بيشترى به اين قوه وارد گردد ، نيرو و توان و وسعت و انبساط آن بيشتر مىشود و آمادگى براى درك مسائل جديدى غير از آنچه قبلًا دريافته پيدا مىكند و در حقيقت تكرار معقولات شمشير آن را تيزتر كرده و زنگار آن را مىزدايد و به همين دليل مىتوان گفت : قواى جسمانى همه مادى هستند ؛ اما قوهء عاقله مجرد است و ماوراى ماديات » . « 1 » يكى از بخشهاى قوهء عاقله ، حافظهء انسان است كه همه چيز را در خود حفظ مىكند در حالى كه قواى مادى اين چنين نيست .
اين كلام حكيمانه پيامهاى متعددى دارد از جمله اينكه انسان هرگز نبايد از
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 19 ، ص 25 .