تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
قدر الهى فرار مىكنم » . اشاره به اين‌كه قضاى الهى در اينجا مشروط به اين است كه من در زير اين ديوار بمانم ولى قدر و اندازه‌گيرىها به من مىگويد : نمان . در واقع اين يك قضاى مشروط بود كه امام عليه السلام با تقدير دادن شرط آن قضا را منتفى كرد . « 1 » ولى اجل حتمى سرآمدى است كه قابل اجتناب نيست و خواه ناخواه دامن انسان را مىگيرد ؛ مثلًا مىدانيم قلب و عروق و مغز يك انسان توان محدودى دارند ، هرچند تمام دستورات حفظ الصحة را رعايت كند زمانى كه به آخر برسد اين چراغ خاموش مىشود و زندگى پايان مىگيرد و يا اين‌كه خداوند مقرر كرده است فلان قوم و جمعيت بر اثر كارهايشان به فلان بلا مبتلا شوند در اينجا به مصداق « فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَايَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ » « 2 » مرگشان حتمى است . در داستان قوم لوط مىخوانيم كه ابراهيم عليه السلام دربارهء آنها شفاعت كرد . از سوى خدا به او خطاب شد : « يَا إِبْرَاهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا إِنَّهُ قَدْ جَاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذَابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ » ؛ ( گفتيم ) اى ابراهيم ! از اين ( درخواست ) صرف نظر كن ، كه فرمان پروردگارت فرا رسيده ؛ و به يقين عذاب بدون بازگشت ( الهى ) به سراغ آنها مىآيد » . « 3 » از آيات قرآن نيز استفاده مىشود فرشتگانى هستند كه به فرمان خداوند خطرات را از انسان دفع مىكنند « لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ » « 4 » و به راستى اگر آنها نباشند انسان از زمان كودكى آماج انواع بلاها و خطرات است ولى عنايت پروردگار او را حفظ مىكند ؛ ولى هنگامى كه اجل
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 5 ، ص 97 ، ح 24 . ( 2 ) . اعراف ، آيهء 34 . ( 3 ) . هود ، آيهء 76 . ( 4 ) . رعد ، آيهء 11 .