سخن امام عليه السلام در اين تفسير عميقى كه براى اسلام كرده اشاره به اسلام واقعى و حقيقى است كه در درون جان انسان نفوذ كند و آثار آن يكى پس از ديگرى ظاهر گردد ؛ نخست در مقام تسليم برآيد ؛ تسليمى كه زائيدهء يقين است و يقينى كه مولود تصديق است و سپس اقرار از اين تصديق متولد مىشود و اين اقرار چون از عمق جان برخاسته ملازم با احساس مسئوليت در برابر فرمان الهى است و به دنبال اين احساس اعمال صالح يكى پس از ديگرى ظاهر مىشود و قلب و زبان و عمل هر سه هماهنگ مىگردند .
بنابراين اگر كسانى ايمان داشته باشند و اقرار به شهادتين كنند ولى در عمل كوتاهى نمايند چنان نيست كه مسلمان نباشند و گرنه اكثر مسلمانان از اسلام بيرون خواهند رفت ، بلكه اسلامِ آنها اسلامى در مرحلهء پايين و ضعيف است و آنچه امام عليه السلام در اين كلام پربار بيان فرموده اسلام در درجات عالى وكامل است .
شبيه همين معنا در روايات ديگر اسلامى نيز آمده كه عمل را معيار ايمان شمردهاند . در حديثى در غررالحكم از امام امير مؤمنان عليه السلام مىخوانيم :
« الشَّرَفُ عِنْدَ اللَّهِ بِحُسْنِ الْأَعْمالِ لا بِحُسْنِ الْأقْوالِ
؛ شرف و مقام و الا در نزد خداوند سبحان به اعمال نيك است نه سخنان زيبا » . « 1 »
در حديث ديگرى در همان كتاب آمده است :
« الْعَمَلُ شِعارُ الْمُؤمِنِ
؛ عمل شعار افراد باايمان است » . « 2 »
از اين رو بهترين ذخيرهء انسان براى بعد از مرگ و روز قيامت عمل صالح شمرده شده همانگونه كه در نامهء معروف « مالك اشتر » گذشت كه امام عليه السلام خطاب به مالك فرمود :
« فَلْيَكُنْ أحَبَّ الذَّخائِرِ الَيْكَ ذَخيرَةُ الْعَمَلِ الصالِحِ
؛ بهترين ذخيرهها را نزد خود ذخيرهء عمل صالح قرار بده » . « 3 »
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ح 2838 .
( 2 ) . همان ، ح 2777 .
( 3 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 53 .