دارو يا تزريق آمپول وحشت دارند ؛ اما هنگامى كه چند بار تكرار مىشود وحشت آنها به كلى فرو مىريزد .
يكى از فلسفههاى انواع تمرين و رزمايشهاى نظامى زدودن آثار ترس از جنگ از دلهاى سربازان و افسران و فرماندهان است .
سعدى در گلستان خود داستان زيبايى در اين زمينه نقل مىكند . مىگويد :
پادشاهى با غلامى عجمى در كشتى نشست ، و غلام هرگز دريا نديده بود و محنت كشتى نيازموده . گريه و زارى در نهاد و لرزه بر اندامش افتاد . چندان كه ملاطفت كردند آرام نمىگرفت و عيش مَلِك از او منغّص بود چاره ندانستند .
حكيمى در آن كشتى بود مَلِك را گفت : اگر فرمان دهى من او را به طريقى خاموش گردانم . گفت : غايت لطف و كرم باشد . بفرمود تا غلام را به دريا انداختند . بارى چند غوطه خورد ، مويش گرفتند و پيش كشتى آوردند و به دو دست در سكان كشتى آويخت . چون برآمد به گوشهاى بنشست و آرام يافت .
مَلِك را عجب آمد پرسيد : در اين چه حكمت بود ؟ گفت : از اول محنت غرقه شدن ناچشيده بود و قدر سلامت كشتى نمىدانست . قدر عافيت كسى دارد كه به مصيبتى گرفتار آيد .
بسيار مىشود كه انسان به علت اين گونه وحشتها به سراغ كارهاى مهم نمىرود و در واقع مانع بزرگى بر سر راه كارهاى بزرگ مىشود .
به گفتهء مرحوم كمرهاى در منهاج البراعة بسيارى از مكتشفان و محققان جهان با عمل به اين دستور به افتخارات بزرگى نائل شدهاند ؛ آنها در درون جنگلها و صحراهاى آفريقا و بيابانهاى پراكنده وارد مىشوند و به سير درياها مىپردازند و به درون جزاير دوردست نفوذ مىكنند و از اين طريق هم ثروت فراوانى به دست مىآورند و هم شهرت جهانى كسب مىكنند . افزون بر اين به علم و دانش بشرى خدمات قابل ملاحظهاى مىشود .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 398
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٩٨