از بررسى مجموع آنها ضعفها و قوتها ظاهر مىشود و آن قول را كه از همه برتر مىبينند انتخاب مىكنند . حتى گاه اقوال كسانى كه اختلاف مذهبى با آنها دارند نيز در برابر خود قرار داده و دليلشان را بررسى مىكنند . اين همان روشى است كه در بسيارى از علوم از جمله علم فقه از قديم ميان جمعى از دانشمندان متداول بوده و امروز نام « فقه مقارن » بر آن مىنهند و مثلًا پيروان مكتب اهل بيت آراء مذاهب چهارگانهء اهل سنت و دلائل آنها را نيز بررسى مىكنند و از مقارنهء آنها با آنچه از مكتب اهل بيت آموختهاند به نقاط قوت و ضعف آراء مختلف آشنا مىشوند .
البته يكى از طرق آشنايى با آراى ديگران به مشورت نشستن است ولى كلام امام عليه السلام در اينجا منحصراً ناظر به مشورت نيست ، بلكه هر گونه بررسى آراى ديگران را شامل مىشود .
اين گفتار حكيمانه از يك سو هشدارى است به افراد متعصب و لجوج و صاحبان استبداد در رأى كه گاه حاضر نيستند حتى سخنان ديگران را بشنوند تا چه رسد كه اگر آنها را صحيح ديدند بپذيرند و از سوى ديگر مسئلهء آزادى و سعهء صدر را در مسائل علمى روشن مىسازد كه از چهارده قرن پيش براى ما به يادگار مانده است ؛ آن روز كه نه سخنى از علم مقارن بود و نه حريت در بررسى آراء و نه احترام به افكار ديگران .
شبيه اين گفتار حكيمانه در كتاب من لا يحضره الفقيه از آن حضرت نقل شده كه به فرزندش محمد بن حنفيه مىفرمايد :
« اضْمُمْ آراءَ الرِّجالِ بَعْضَها إلى بَعْضٍ ثُمَّ اخْتَرْ أقْرَبَها إلَى الصَّوابِ وَأبْعَدَها مِنَ الْإرْتِيابِ
؛ آراى عالمان يكى را در كنار ديگرى قرار ده سپس آن رأى را كه به حقيقت نزديكتر و از خطا دور تر است انتخاب كن » . « 1 »
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 384 .