« غيرت » حالتى است كه انسان را وادار مىكند از ورود ديگران در حريم زندگى شخصى او جلوگيرى كند ، افتخارات او را سلب ننمايد ، مواهبش را از دستش نگيرد و متعرض نواميس او نشود و منظور از « غيرت زن » در كلام حكيمانهء بالا همان حسادتى است كه نسبت به زوجهء ديگر همسرش پيدا مىكند و منظور از « غيرت مرد » در كلام بالا ممانعتى است كه مرد از ورود ديگرى به حريم خانواده و ناموس خود به عمل مىآورد .
در ذيل حكمت 47 نيز بحثى دربارهء تفسير غيرت و ارزش آن ذكر شد .
تعبير به « كفر » در اين كلام حكمتآميز اشاره به كفر عملى است ، زيرا كفر و ايمان معانى متعددى دارد كه در آيات قرآن نيز منعكس است . اين واژه كراراً در قرآن مجيد به بتپرستان اطلاق شده كه كفرشان ، كفر اعتقادى است ؛ ولى در آيهء 97 سورهء آل عمران به كسانى كه حج را ترك كنند و نسبت به آن بىاعتنا باشند واژهء « كفر » به كار رفته ، مىفرمايد : « وَللَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِىٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ » و اين كفر عملى است نه اعتقادى كه آثار خاص خود را داشته باشد . كفر زن در اينجا همان بىاعتنايى به دستور خدا يعنى جواز تعدد زوجات در موارد لازم است .
دربارهء اهميت « غيرت » در موارد مجاز روايات متعددى از پيغمبر اكرم و ساير معصومان عليهم السلام وارد شده است ؛ در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم :
« كانَ إبْراهيمُ أبي غَيُوراً وَأنا اغْيَرُ مِنْهُ وَأرْغَمَ اللَّهُ أنْفَ مَنْ لا يُغارُ مِنَ الْمُؤْمِنينَ
؛ پدر من ابراهيم غيرتمند بود و من از او غيرتمندترم . خداوند بينى كسانى از مؤمنين را كه غيرت ندارند بر خاك بمالد » . « 1 »
البته در عرف ما گرچه واژهء « غيرت » معمولًا در غيرت ناموسى به كار مىرود ولى مفهوم آن گسترده است و تمام مواهب و ارزشهاى الهى را كه بايد از آن
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 100 ، ص 248 ، ح 33 .