مراد رسول گرامى اسلام باشد همانگونه كه مىخوانيم : « يَا أَيُّهَا النَّبِىُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِيراً * وَدَاعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُّنِيراً » ؛ اى پيامبر ! ما تو را گواه فرستاديم و بشارتدهنده و بيمدهنده ؛ و تو را دعوت كننده به سوى خدا به فرمان او قرار داديم و چراغى روشنى بخش » . « 1 »
يا مقصود خود حضرت ( و امامان اهلبيت ) باشد ، چنان كه در زيارت « جامعه » آمده است :
« خَلَقَكُمُ اللَّه أنواراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقينَ حَتّى مَنَّ عَلَيْنا بِكُمْ »
. و در خطبهء 87 نهجالبلاغه نيز به اين معنا اشاره شده است . يا اينكه منظور تمام آنچه گذشت و تمام حقايق عالم هستى است .
قرآن مجيد در سورهء « اسراء » آيهء 72 نيز مىفرمايد : « وَمَنْ كَانَ فِى هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِى الْآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلًا » ؛ اما كسى كه در اين جهان ( از ديدن چهرهء حق ) نابينا بوده است در آخرت نيز نابينا و گمراهتر است » .
به هر حال اين جمله به صورت ضربالمثلى در آمده و واژهء « صبح » كنايه از حق و « ذى عَيْنَيْن » كنايه از صاحبان بصيرت و آگاه و واژهء « أضاء » اشاره به ظاهر بودن حق است . حال اگر كسانى گمراه شوند به علّت نابينايى آنهاست ، يا اينكه چشم دارند و بر هم مىگذارند يا خفاش صفت از ديدن آفتاب حق به شبهاى تاريك و ظلمانى پناه مىبرند . آنها سزاوار هرگونه سرزنش و مجازاتند آنگونه كه شاعر پارسىزبان مىگويند :
راه است و چاه و ديدهء بينا و آفتاب * تا آدمى نگاه كند پيش پاى خويش
چندين چراغ دارد و بيراهه مىرود * بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش !
* * *
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 45 و 46 .