7 . پرهيز از آبروريزى افراد ؛ بسيار مىشود اسرارى نزد انسان است كه اگر بازگو كند آبروى افراد آبرومندى كه زمانى گرفتار لغزشى شدهاند مىريزد و يا سبب شماتت دشمن نسبت به خود انسان مىشود ، زيرا مصيبتى به انسان رسيده كه اگر آن را مكتوم دارد يك مصيبت است و اگر آشكار كند مصيبت شماتت دشمنان به آن افزوده مىشود ، همانگونه كه شاعر مىگويد :
مگوى اندوه خويش با دشمنان * كه لا حول گويند شادى كنان
8 . پرهيز از رياكارى ؛ گاه انسان خدماتى به افرادى كرده كه اگر آن را افشا كند بيم رياكارى دارد . در اين صورت ، سرّ را مكتوم مىدارد كه به اخلاص خويش كمك كند .
9 . پرهيز از كارهاى عجولانه ؛ گاه انسان سرّى دارد كه اگر عجله در افشاى آن كند ممكن است به نتيجه نرسد ولى هر گاه براى مطالعه و تحقيق بيشتر آن را مكتوم دارد و در فضاى آرامى به نتيجه برساند به نفع اوست .
10 . پرهيز از وحشت افراد كم ظرفيت ؛ بسا حوادث تلخى ممكن است براى جامعهاى در پيش باشد كه اگر مسئولين آن را فاش كنند ، بسيارى از افراد وحشتزده مىشوند از اين رو آن را مكتوم مىدارند تا آرامشى در كار باشد و يا شخصى مبتلا به بيمارى خطرناكى شده ، طبيب آن را به او نمىگويد تا آرامش خود را از دست ندهد .
از اينجا روشن مىشود اينكه امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه مىفرمايد : « هر كس سرّ خود را بپوشاند اختيارش به دست اوست » تا چه اندازه داراى فلسفههاى گوناگون و مثبت است .
* * *