از شير مادر مىفرمايد : « فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَنْ تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا » ؛ و اگر آن دو ( پدر و مادر ) با رضايت يكديگر و مشورت بخواهند ( كودك را زودتر ) از شير باز گيرند ؛ گناهى بر آنها نيست » . « 1 »
همچنين روايات اسلامى به طور گسترده بر آن تأكيد ورزيده است . در دنياى امروز نيز همهء دولتها حداقل در ظاهر تأكيد بر تشكيل شوراها براى قانونگذارى و امور اجرايى در سطوح مختلف دارند و اصل مشورت به عنوان اصلى اساسى شمرده مىشود .
دليل آن هم روشن است ، زيرا خداى متعال همهء مزاياى فكرى را به يك نفر نداده است ، بلكه هشيارى مانند ساير نعمتها در ميان مردم تقسيم شده است . به همين دليل هيچ كس بىنياز از افكار ديگران نيست و هنگامى كه انسانها به مشورت بنشينند و عقلها به يكديگر ضميمه شوند احتمال خطا بسيار كم مىشود ، زيرا جوانب مسئله به وسيلهء افراد مختلف كه هر يك جانبى را مىبيند روشن مىگردد و مصداق تعبيرى كه در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام در غررالحكم آمده است خواهد بود ، مىفرمايد :
« حَقٌّ عَلَى الْعاقِلِ أنْ يُضيفَ إلى رَأيِهِ رَأْىَ الْعُقَلاءِ وَيَضُمَّ إلى عِلْمِهِ عُلُومَ الْحُكَماءِ
؛ بر هر عاقلى لازم است كه رأى عاقلان ديگر را ( از طريق مشورت ) به رأى خود اضافه كند و علوم دانشمندان را به علم خويش بيفزايد » . « 2 »
بعضى ممكن است تصور كنند حتماً بايد با كسى مشورت كرد كه عقل او از انسان قوىتر يا لااقل مساوى باشد در حالى كه چنين نيست ؛ انسان اگر دسترسى به چنين اشخاصى پيدا نكند سزاوار است حتى با زيردستان خود مشورت كند ، چنانكه مرحوم علامهء مجلسى در حديثى از بحارالانوار از امام على بن موسى
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 233 .
( 2 ) . غررالحكم ، ص 55 ، ح 496 .