در حديث پرمعناى ديگرى از حضرت مسيح عليه السلام مىخوانيم كه خطاب به حواريون مىگفت : « من به حق مىگويم كه مردم معتقدند استحكام بنا به شالوده آن است ؛ ولى من چنين نمىگويم . حواريون گفتند : اى روح الله تو چه مىگوئى ؟
در پاسخ گفت : من به حق مىگويم كه اساس واقعى آخرين سنگى است كه بر بنا گذارده مىشود . ( كنايه از اينكه معيار سعادت انسان پايان كار اوست ) » . « 1 »
در حديث ديگرى امام صادق از پدران گراميش عليهم السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين نقل مىكند :
« مَنْ أَحْسَنَ فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِهِ لَمْ يُؤَاخَذْ بِمَا مَضَى مِنْ ذَنْبِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِهِ أَخَذَ بِالْأَوَّلِ وَالْآخِرِ
؛ كسى كه در باقى ماندهء عمر كار نيك به جا آورد ، خداوند او را بر گناهان گذشتهاش مجازات نمىكند و كسى كه در باقيماندهء عمرش بد كند هم به گناهان گذشته و هم به گناهان آينده مؤاخذه خواهد شد » . « 2 »
همچنين در حديث طولانى ديگرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه سه بار فرمود :
« الْعَمَلُ بِخَوَاتِيمِه
؛ معيار سنجش هر عملى پايان آن است » . « 3 »
در دعاهاى مأثوره نيز كراراً دعا براى حُسن عاقبت ذكر شده از جمله در حديثى در تعقيبات نماز از امام صادق عليه السلام مىخوانيم :
« وَأَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنِي بِطَاعَتِكَ حَتَّى تَتَوَفَّانِي عَلَيْهَا وَأَنْتَ عَنِّي رَاضٍ وَأَنْ تَخْتِمَ لِي بِالسَّعَادَة
؛ خداوندا ! من از تو مىخواهم اينكه مرا در طاعت خودت استوار دارى تا اينكه مرا در حالى كه از من راضى هستى از دنيا ببرى و از تو مىخواهم پايان عمر مرا سعادت قرار دهى » . « 4 »
در پايان عهدنامهء معروف « مالك اشتر » نيز اين جملهء نورانى به چشم مىخورد كه امام عليه السلام عرضه مىدارد :
« وَأَنَا أَسْأَلُ اللَّهَ . . . وَأَنْ يَخْتِمَ لِي وَلَكَ بِالسَّعَادَةِ
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 68 ، ص 364 ، ح 5 .
( 2 ) . همان ، ص 363 ، ح 1 .
( 3 ) . همان ، ج 5 ، ص 153 ، ح 2 .
( 4 ) . كافى ، ج 3 ، ص 346 ، ح 23 .