و بر عقل و معرفت عرضه دار هرگاه رضاى خدا در آن است آن را بر زبان جارى كن و اگر غير از آن است سكوت از چنين سخن گفتنى بهتر است » . « 1 »
دربارهء اهميت اين جملهء كوتاه و تاثير آن در شناخت انسانها دانشمندان اسلام سخنهاى برجستهاى گفتهاند از جمله ابن ابىالحديد در ذيل همين كلام حكمتآميز مىگويد : مفهوم اين كلام در عبارات مختلفى آمده ؛ اما تعبيرى كه در اينجا آمده است از نظر كوتاه بودن و پرمعنا بودن نظير و مانند ندارد . « 2 »
مرحوم مغنيه در شرح نهجالبلاغهء خود مىگويد : اديب و فقيه و فيلسوف تنها با سخنانشان شناخته مىشوند و همچنين وكلا و اخترشناسان ، ولى طبيب و مهندس و مانند آنها هم با سخنانشان شناخته مىشوند و هم با كارهايشان و به هر حال هر انسانى كه سخنان تازهء مفيدى در اختيار برادر هم نوعش بگذارد عاقل و عالم و اديب و فقيه و فيلسوف است ؛ اما سخنوران فصيحى كه اثر با ارزشى از خود به يادگار نگذاردند سوفسطائيانى بيش نيستند ، هرچند هزاران جلد نثر و نظم نوشته باشند . « 3 »
تأثير اين سخن امام عليه السلام به قدرى در شعرا و اديبان زياد بوده كه در اشعار آنها نمايان است .
سعدى مىگويد :
تا مرد سخن نگفته باشد * عيب و هنرش نهفته باشد
نيز مىگويد :
زبان در دهان اى خردمند چيست * كليد در گنج صاحب هنر
چو در بسته باشد چه داند كسى * كه گوهر فروش است يا پيلهور
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 68 ، ص 285 ، ح 39 .
( 2 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 18 ، ص 353 .
( 3 ) . فى ظلال نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 316 .