آسيبپذيرى در درون وجود خود انسان پنهان است . ناگهان با اختلالى كه در يكى از رگهاى قلب يا مغز رخ مىدهد سكتهء قلبى يا مغزى به او عارض مىشود و او را نيمهجان مىسازد و يا به جهان ديگر مىفرستد .
قرآن مجيد در آيات مختلف به اين نكات اشاره كرده ، در يك جا مىفرمايد :
« أيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكَكُمُ الْمَوْتَ وَلَوْ كُنْتُمْ فى بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ » ؛ هر جا باشيد مرگ به سراغ شما مىآيد هرچند در دژهاى محكم باشيد » . « 1 »
در جاى ديگر مىفرمايد : « وَالْعَصْرِ * إنَّ الْإنْسانَ لَفِى خُسْرٍ » ؛ قسم به عصر كه انسان ( پيوسته ) در حال خسران و زيان كردن است » . « 2 »
در همين كلمات قصار ، حكمت 74 ، آمده بود كه
« نَفْسُ الْمَرْءِ خَطاهُ إلى أجَلِهِ ؛
نفسهاى انسان گامهاى او به سوى مرگ است ( هر نفسى كه مىكشد يك گام به مرگ نزديكتر مىشود . )
احتمال ديگر در تفسير جملههاى حكيمانهء بالا هست كه انسان به هنگام بقا و سلامتى جسم ، چه بسا از خطرات غافل مىشود و اين بقا و سلامتى او را به فنا و بيمارى مىكشاند ، چرا كه عامل بسيارى از اين حوادث ناگوار ، غفلت به هنگام توانايى و تندرستى است .
همچنين انسان در محل امن خود غالباً احتياط را از دست مىدهد و گاه همان محل امن تبديل به محل خطر بزرگى مىشود و يا اينكه انسان به افرادى كاملًا اطمينان مىكند و همه چيز خود را به دست آنها مىسپارد ، ناگهان از همانها ضربه مىخورد ؛ ولى تفسير اول مناسبتر است .
* * *
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 78 .
( 2 ) . عصر ، آيهء 1 و 2 .