مجرى فرمان حق باشد ( مگر انبيا و اوليا ) زيرا گاه يكى از اين سه نقطه ضعف و گاه همهء آنها را داشته است ، از اين رو از پيمودن راه حق باز مانده است .
آنچه امام عليه السلام در بالا دربارهء موانع اجراى فرمان الهى بيان فرمود امورى است كه در آيات و روايات اسلامى نيز بر آن تأكيد شده است ؛ از جمله دربارهء رشوه مىخوانيم پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
« إيّاكُم وَ الرِّشْوَةَ فَإنَّها مَحْضُ الْكُفْرِ وَ لا يَشُمُّ صاحِبُ الرِّشْوَةِ ريحَ الْجَنَّةِ ؛
از رشوه بپرهيزيد كه كفر خالص است و رشوهگير بوى بهشت را هرگز استشمام نمىكند » .
كسى كه رشوه مىگيرد در واقع پرستش درهم و دينار را بر پرستش خالق مختار مقدم مىشمرد و قوانينى را كه براى حمايت از ضعفاى جامعه است تبديل به وسيلهء حمايت از دزدان و دغلكاران و ظالمان مىكند و « مضارعة » كه همان اظهار ذلت و ناتوانى در برابر زورگويان است عامل ديگرى براى زير پا گذارد فرمان خدا و به قدرت رسيدن ظالمان است .
اميرمؤمنان على عليه السلام در خطبهء همّام ( خطبهء 193 ) مىفرمايد :
« فَمِنْ عَلامَةِ أحَدِهِمْ أنَّكَ تَرى لَهُمْ قُوَّةً فى دينِ ؛
يكى از نشانههاى پرهيزگاران اين است كه او را در دين ( و اجراى فرمان الهى ) قوى و نيرومند مىبينى » .
در مورد طمع كه مانع سوم است همين بس كه در روايتى از امام اميرالمؤمنين عليه السلام در بحارالانوار آمده كه :
« ما هَدَمَ الدّينَ مِثْلُ الْبِدَعُ وَ لا أفْسَدَ الرَّجُلَ مِثْلُ الطَّمَعُ ؛
هيچ چيز مانند بدعتها دين را از بين نمىبرد و چيزى مانند طمع انسان را فاسد نمىسازد » .
در حديث ديگرى از آن حضرت مىخوانيم :
« مَنْ أرادَ أنْ يَعيشَ حُرّاً أيَّامَ حَياتِهِ فَلا يُسْكِنِ الطَّمَعَ قَلْبَهُ ؛
كسى كه مىخواهد در طول عمر آزاد زندگى كند بايد اجازه ندهد طمع در قلبش سكونت يابد » . « 1 »
هامش
( 1 ) . ميزان الحكمه ، ج 6 ، ح 11213 .