مىگيرد . اگر اين مسئله در راه رضاى خدا باشد به افتخار شهادت مىرسد كه بزرگترين افتخار است .
آنگاه به سومين دستور پرداخته مىافزايد : « هيچ كس از شما اگر چيزى را از او پرسيدند كه نمىداند حيا نكند و ( صريحاً ) بگويد : نمىدانم » ؛
( وَ لَايَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَايَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ : لَاأَعْلَمُ )
. گفتن نمىدانم عيب نيست . عيب آن است كه انسان جواب خطايى بدهد و ديگران را به گمراهى بيفكند و عقلًا و شرعاً در برابر آنها مسئول باشد .
مخصوصاً هرگاه قول بدون علم در مقام قضاوت يا فتوا بوده باشد كه مسئوليت بسيار عظيمى دارد .
در كتاب شريف كافى حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم :
« مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى لَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ الرَّحْمَةِ وَمَلَائِكَةُ الْعَذَابِ وَلَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفُتْيَاهُ ؛
كسى كه بدون علم و هدايت فتوا بدهد فرشتگان رحمت و عذاب ، او را لعنت مىكنند و گناه كسانى كه به فتواى او عمل كردهاند بر دوش او خواهد بود » . « 1 »
شمول لعن فرشتگان عذاب نسبت به چنين كسى روشن است ؛ اما چرا ملائكهء رحمت او را لعن مىكنند ؟ ظاهرا به اين دليل است كه از گفتن نمىدانم در جواب ، كه مايهء رحمت الهى است خوددارى كرده است .
افراد مغرور به علم ، خود بايد بدانند كه به قول معروف « همه چيز را همگان مىدانند و همگان از مادر نزادهاند » بلكه مىتوان گفت : همگان نيز همه چيز را نمىدانند . پس چه عيبى دارد كه انسان جملهء نمىدانم را در اين گونه موارد به فراموشى نسپارد .
آنگاه در چهارمين دستور مىافزايد : « اگر كسى از شما چيزى را نمىدانست از فرا گرفتن آن خجالت نكشد » ؛
( وَ لَايَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ يَعْلَمِ الشَّيْءَ أَنْ يَتَعَلَّمَهُ )
.
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 42 ، ح 3 .