روشنى از اين معناست .
اما اينكه مىفرمايد : شايسته ترين مردم به عفو قادرترين آنها بر مجازات است به دليل اين است كه هر چه قدرت بر مجازات بيشتر باشد عفو و گذشت اهميت بيشترى پيدا مىكند و هيچ كس نمىتواند بگويد اين عفو بر اثر ضعف و ناتوانى از مجازات بوده است .
جالب اين است كه در قرآن مجيد آنجا كه عفو از قاتل عمد را مطرح مىكند با تعبير به « برادر » از او ياد مىنمايد ؛ « « فَمَنْ عُفِىَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَىْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ » ؛ پس اگر كسى از سوى برادر ( دينى ) خود چيزى به او بخشيده شود ( و حكم قصاص او تبديل به خونبها گردد ) بايد از راه پسنديده پيروى كند » .
در كتاب كنزالعمال اين حديث كوتاه و پرمعنا از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده :
« تَعافُوا تَسْقُط الضَغائِنُ بَيْنَكُم ؛
يكديگر را عفو كنيد تا دشمنىها در ميان شما از ميان برود » . « 1 »
در حديث ديگرى از امام صادق مىخوانيم :
« إنّا أهْلُ بَيْتٍ مُرَّوتُنَا الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَنا ؛
ما خاندانى هستيم كه شخصيت ما ايجاب مىكند كسى را كه ستمى در حق ما روا داشته عفو كنيم .
در حالات امام على بن الحسين زين العابدين عليهما السلام مىخوانيم كه هشام بن اسماعيل ( والى مدينه از طرف عبد الملك بن مروان ) آن حضرت را زياد آزار مىداد ولى هنگامى كه « وليد بن عبد الملك » بر سر كار آمد ( بر اثر شكايات زياد مردم ) او را عزل كرد و دستور داد او را در برابر مردم حاضر كنند كه هر كس از او ستمى ديده انتقام گيرد . او مىگفت : من بيش از همه از على بن الحسين بيم دارم ( زيرا بيش از همه به او آزار رساندم ) امام با يارانش از آنجا مىگذشت ، به آنها سفارش فرموده بود كه حتى يك كلمه به او بدگويى نكنند . هنگامى كه امام از
هامش
( 1 ) . كنز العمال مطابق نقل ميزان الحكمه ، مادهء « عفو » .