در شأن نزول آيهء 29 سورهء « اسراء » نيز آمده است كه شخص سائلى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله تقاضاى پيراهن كرد . پيامبر پيراهن خود را به او بخشيد و همين امر سبب شد كه آن روز نتواند براى نماز به مسجد برود . اين جريان سبب شد كه زبان منافقان باز گردد و بگويند محمد خواب مانده يا مشغول لهو و سرگرمى شده و نمازش را به فراموشى سپرده است . ( ولى هنگامى كه از جريان كار باخبر شدند شرمنده گشتند ) آيهء فوق نازل شد و به پيامبر چنين دستور داد : « « وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَلا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً » ؛ دست خود را بر گردن خويش زنجير مكن ( و انفاق و بخشش را ترك منما ) و بيش از حد ( نيز ) دست خود را مگشاى كه خانهنشين شوى و مورد سرزنش قرارگيرى و از كار خود فرو مانى » .
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه تاكيد در ميانهروى در انفاق چگونه با ايثار ( مقدم داشتن ديگران بر خويشتن ) كه در حالات بسيارى از پيشوايان آمده سازگار است مثل آنچه در شأن نزول سورهء « دهر » و داستان مسكين و يتيم و اسير آمده و به دنبال آن آيهء شريفهء « وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً » نازل شد .
پاسخ اين سؤال روشن است ، مسئلهء اعتدال حكمى عام است و ايثار حكمى خاص كه مربوط به موارد معينى است . به عبارت ديگر : اصل بر اعتدال در مسئلهء انفاق و ايثار يك استثناست . به علاوه ، دستور به ايثار مربوط به جايى است كه بخشش فراوان ، نابسامانى فوق العادهاى در زندگى انسان ايجاد نكند و « ملوم » و « محسور » نگردد در غير اين صورت بايد از دستور اعتدال پيروى كرد .
* * *
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٧