مىكرديم . همينگونه ، شروران بسيار مىشود كه داراى چنين باطنى هستند ؛ يعنى اگر قدرت و توانى داشتند شرارت را به مرتبهء بالاترى مىرساندند .
در حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم :
« نِيَّةُ الْمُؤْمِنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِهِ وَذَلِكَ لِأَنَّهُ يَنْوِي مِنَ الْخَيْرِ مَا لَايُدْرِكُهُ وَنِيَّةُ الْكَافِرِ شَرٌّ مِنْ عَمَلِهِ وَذَلِكَ لِأَنَّ الْكَافِرَ يَنْوِي الشَّرَّ وَيَأْمُلُ مِنَ الشَّرِّ مَا لَايُدْرِكُهُ ؛
نيت مؤمن از عملش بهتر است ، زيرا كارهاى خيرى در دل دارد كه نمىتواند آنها را انجام دهد و نيت كافر بدتر از عمل اوست ، زيرا كارهاى بدى در سر دارد كه توان آن را ندارد » . « 1 »
وجه چهارمى نيز بعضى براى اين تفاوت ذكر كردهاند كه هر كس كار خيرى انجام مىدهد معمولا عوامل بازدارندهاى از جمله هوا و هوسها را در دل دارد و در برابر آنها مقاومت مىكند و آن عوامل را به عقب مىراند و كار خير را انجام مىدهد به همين دليل از كارش با ارزشتر است و به عكس كسى كه كار بدى انجام مىدهد نيز عوامل بازدارنده از قبيل فطرت الهى ، اوامر و نواهى آسمانى در برابر اوست ولى پشت پا به همهء آنها مىزند و به سراغ شر مىرود . به همين دليل از عملش بدتر است . « 2 »
البته منافاتى ميان اين وجوه چهارگانه نيست و همهء آن ممكن است در معناى حديث جمع باشد .
* * *
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 67 ، ص 190 .
( 2 ) . راه روشن ، ج 1 ، ص 153 .