تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ
و هر چه در روز كرده‌ايد مىداند . » هر چه انسان انجام مىدهد خدا بدان آگاه است حتى گاه اعمالى كه انسان ناخودآگاه انجام مىدهد . هم چنان كه شب سكون و آرامش است روز تحرك است و تلاش . صبح كه ديده مىگشايى در مىيابى كه زندگى از سر گرفته‌اى و بايد براى تحقق اهداف خود قدم در راه نهى .
ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضى أَجَلٌ مُسَمًّى
آن گاه بامدادان شما را زنده مىسازد تا آن هنگام كه مدت معين عمرتان به پايان رسد . » گردش شب و روز تا آن مدت معين به پايان رسد هم چنان بر دوام است خواه فرد بخواهد يا نخواهد . و اين راه تا رسيدن به آستان خداوندى ادامه دارد .
ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ
سپس بازگشتتان به نزد اوست . » چون مردم به نزد پروردگارشان باز گردند بيدار مىشوند ، آن سان كه خواب آلودگان بيدار شوند و آنچه فرشتگان خداوند از اعمال تو ضبط كرده‌اند در برابرت خواهند نهاد .
ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
و شما را از آنچه كرده‌ايد آگاه مىكند . » [ 61 ] پيش از اين گفتيم كه غيب را دو كليد است . يكى از آنها علم است و دومى قدرت يا قهر . و خدا هم عالم است و هم قاهر .
وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ
اوست قاهرى فراتر از بندگانش . » قهر خداوند چون قهر بندگانش به يكديگر موقّت و محدود نيست . قهر خدا دايمى است و همه گير و مطلق . بسا عبارت « فراتر از بندگانش » تعبيرى از اين واقعيت باشد . قهر خداوند امرى است بالقوّة نه بالفعل . خداى تعالى در عين قهر رحيم است . بنا بر اين / 89 قهر خود را در هر زمان و براى هر موضوعى اعمال نمىكند از اين رو اگر مىگفت : « او قهر كنندهء بندگان خود است » يعنى فراتر ( فوق ) را نمىافزود معنى ناقص بود . همانا قهر خداوند قهرى بالفعل نيست و گاه قهرى فقط بالقوه است . دليل اين امر در اين معنى نهفته است كه براى حفاظت بشر نگهبانانى