آمدند و او را از ماجرا آگاه كردند .
وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسى وَ قَوْمَهُ لِيُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ
- مهتران قوم فرعون گفتند آيا موسى و قومش را مىگذارى تا در زمين فساد كنند و تو و خدايانت را ترك گويد ؟ » به نظر من مرادشان از فساد كردن در زمين ويران ساختن نظامات فرعونى است و مؤسسات مختلف دولتى و مراد از ترك گفتن فرعون ، ترك سلطهء سياسى اوست و ترك خدايان او ترك نظام فرهنگى و دينى اوست .
/ 416 [ 128 ] چون سرانجام فرعون دست به كشتار برد تا قوم موسى را از ميان بردارد ، موسى از قوم خود خواست كه از خدا يارى جويند ، كسى مىپرسد : يارى خواستن از خدا چگونه است ؟
اگر به ياد آوريم كه خدا را اسماء حسنى است به جواب دست يافتهايم .
مىدانيم كه اگر بنده به پروردگارش ايمان آورد ، مىكوشد كه مظهر اين اسماء شود .
پس عزّت و پيروزى براى خدا و رسول او و مؤمنان است و چون بنده با خدا ارتباط يابد صفت عزت الهيه در او تجلى مىكند ، هم چنان كه صفت قدرت در او متجلى مىشود و اين قدرت سبب مىشود كه در برابر فشار شهوات پايدارى ورزد يا در برابر دگرگونيها و حوادث آنى زودگذر مقاومت كند و به همين اندازه صفت رحمت و شدت و حكمت و علم . . . در او تجلى مىكند . هر چه اسماء حسناى الهيه در مؤمن بيشتر تجلى كند و ظهور يابد او در مواجهه با مصائب و تسخير حيات قدرت بيشتر خواهد يافت . خداى سبحان وسايل تقرّب به خود را در بندهء خود آفريده است . دست يا بى به اين وسايل همان استعانت به خداست . هر گاه مؤمن به اين وسايل دست يابد قدرت و عظمتش افزونتر مىشود و تقوى مجموعهء همهء اين وسايل است .
يكى از بارزترين اين وسايل ، ولايت الهيه است كه در پيامبران تجلى مىكند . پس استعانت به خدا ضرورة به معنى تمسك به اين رهبران الهى است و هماهنگ كردن فعاليتها است در زير پرچم آنان . از اين رو هنگامى كه موسى ( ع ) قوم خود را به استعانت از خدا فرمان مىدهد جز اين منظورى ندارد ولى او به دو