ميان بهشت و دوزخ جاى مرتفعى است مانند يك بارو . بر سر آن پيشوايان صلاح و نيكوكارى ايستادهاند . اينان مؤمنان و كافران را از سيمايشان مىشناسند بهشتيان را آواز مىدهند و به آنها سلام مىكنند و اجازه مىدهند كه به بهشت داخل شوند . در بهشت همهء خواستهاى آنان برآورده مىشود و ديگر هواى چيز ديگر افزون بر آن را ندارند .
اما اينان چشم از جهنم مىگردانند زيرا از هول آن بر خود مىلرزند و چون فرياد و فغان اهل جهنم را بشنوند به وحشت مىافتند و مىگويند بار خدايا ما را با ظالمان در يك جاى قرار مده .
/ 323 در اين آيات هم چون آيات پيش از آنها تصوير حقايق است باشد كه افراد بشر از تاريكى درون خويش قدم به آستان حقايق نهد .
شرح آيات :
چگونه متذكر حقيقت شويم
[ 44 ] براى اين كه بتواند بر فراموشى غلبه كند حقايقى را كه به نيروى عقل خويش به آنها راه مىيابد و به علم خويش بر آنها احاطه مىجويد در ياد داشته باشد و همچنين با احساس و بصيرت خود آينده را مشاهده كند بايد حقايق را در پيش روى خود مجسّم بنگرد و به نيروى خيال حقايق آينده را كه جز شبحى از آنها نمىبيند به ذهن نزديك سازد .
مثلا سربازى كه در پادگان مشق مىكند و مىداند كه به زودى در يك نبرد شركت خواهد جست ، نيك مىداند كه اگر آموزشهاى نظامى را به خوبى فرا گيرد ، در اين پيكار پيروز خواهد شد و اگر به خوبى فرا نگيرد مغلوب مىگردد . بنا بر اين سرباز بايد هميشه ميدان جنگ را در تصور خود داشته باشد و منافع پيروزى در جنگ و زيانهاى شكست را در ذهن خود مجسم سازد . همين حال را دارد محققى كه در كتابخانهاش به تحقيق مىپردازد و كارگرى كه در كارخانهاش كار مىكند و مديرى كه امور ادارهاى را بر عهده دارد . همه اينها اگر به آيندهء اعمال خود بينديشند