تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ شَيْءٍ
مشركان خواهند گفت : اگر خدا مىخواست ، ما و پدرانمان مشرك نمىشديم و چيزى را حرام نمىكرديم . » / 225 خداوند قادر است كه ما را از شرك و عقايد باطل باز دارد . پس اگر چنين نكرده ، از آنچه ما مىكنيم راضى است . قرآن حكيم به اين پندار پاسخ مىدهد : اولا : اين گروه حق را تكذيب مىكند و از اين بابت با همه كسانى در تاريخ كه حق را تكذيب مىكرده‌اند يكسانند . يكى از طرق كشف حقيقت يك جماعت پرده برداشتن است از حوادث عامى است كه در آن شركت كرده‌اند و با آن پيش رفته‌اند . مثلا اگر دانستى كه مثلا زيد از انديشه‌اى طرفدارى مىكند ، به اين سبب است كه به فلان گروه نسبت دارد ، مىتوانى جوانب متعدد آن فكر را دريابى . ثانيا : پايانى كه خدا براى اين گونه مردمان قرار داده عذاب شديد است . زيرا اينان از دايرهء مسئوليتى كه براى فرار از آن به اين گونه افكار باطله روى آورده‌اند بيرون نخواهند بود .
كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذاقُوا بَأْسَنا
- همچنين كسانى كه پيش از آنها بودند و پيامبران را تكذيب كردند ، و خشم و عذاب ما را چشيدند . » سپس - بعد از آن كه در افكار اينان تشكيك مىكند - اين سؤال را در برابرشان مطرح مىنمايد : آيا اين علم است يا ظن و گمان است ؟ مجرد طرح اين سؤال ، يعنى مناط مشروعيت افكار علم است نه مصلحت . ريشه‌هاى فكرىشان را برملا مىكند كه آنچه مىپندارند از هوى سرچشمه مىگيرد . و از آن رو كه به حق ( بلكه به ذات خود ) اعتراف نمىكنند ، دعوى علم هم نمىكنند تا مباد مجبور شوند از علمى كه آنان را به حق راه مىنمايد جستجو كنند ولى با اين همه مشروعيت علم را انكار نمىكنند . سپس قرآن به تأكيد حقيقت مىپردازد و مىگويد كه اعتماد اينان بر تصور و وهم است و تصور همان دروغ عمدى است و وهم همان شك است .
قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ أَنْتُمْ