بنابراين عقل ايجاب مىكند كه امام جماعت وضع آنها را در نظر بگيرد تا نماز جماعت موجب نفرتشان نگردد .
آنگاه به سراغ دليل نقلى مىرود و مىفرمايد : « من از رسول خدا صلى الله عليه و آله به هنگامى كه مرا به سوى يمن فرستاد پرسيدم : چگونه با آنان نماز بخوانم ؟ فرمود :
با آنها نمازى بخوان كه همچون نمازِ ناتوانترين آنها باشد و نسبت به مؤمنان رحيم و مهربان باش » ؛
( وَقَدْ سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله حِينَ وَجَّهَنِي إِلَى الْيَمَنِ كَيْفَ أُصَلِّي بِهِمْ فَقَالَ : صَلِّ بِهِمْ كَصَلَاةِ أَضْعَفِهِمْ وَكُنْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً )
. مرحوم شيخ حر عاملى در كتاب وسائل الشيعة در ابواب مستحبات نماز جماعت بابى به عنوان « اسْتِحْبابُ تَخْفِيفِ الْإمام صَلاتَهُ » گشوده است و در آن هشت روايت از معصومان عليهم السلام در اين زمينه نقل كرده است ، از جمله اينكه در روايتى آمده است : « روزى معاذ ( بن جبل ) در زمان رسول خدا در مسجدى نماز جماعت برگزار مىكرد و قرائت نماز را طولانى مىخواند . مردى در نماز به او ملحق شد و معاذ سورهء طولانى را آغاز كرد . آن مرد براى خود سورهء كوتاهى خواند و نماز را تمام كرد و سوار مركبش شد ( و رفت ) اين جريان به گوش رسول خدا رسيد . كسى را نزد معاذ فرستاد و فرمود :
« يَا مُعَاذُ إِيَّاكَ أَنْ تَكُونَ فَتَّاناً عَلَيْكَ بِالشَّمْسِ وَضُحَاهَا وَذَوَاتِهَا ؛
اى معاذ فتنه گر مباش ( و مردم را از جماعت دور مساز ) لازم است سورهء « والشمس وضحاها » و امثال آن ( از سورههاى كوتاه ) را بخوانى » . « 1 »
در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه فرمود :
« يَنْبَغِي لِلْإِمَامِ أَنْ تَكُونَ صَلَاتُهُ عَلَى صَلَاةِ أَضْعَفِ مَنْ خَلْفَهُ ؛
سزاوار است نماز امام همانند نماز ضعيفترين كسى باشد كه پشت سر او نماز مىخواند » . « 2 »
هامش
( 1 ) . وسائلالشيعة ، ج 5 ، باب 69 ، ح 4
( 2 ) . همان مدرك ، ح 3