وَبَادِيهَا « 1 » ، وَرَبِيعَةُ « 2 » حَاضِرُهَا وَبَادِيهَا ، أَنَّهُمْ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ يَدْعُونَ إِلَيْهِ ، وَيَأْمُرُونَ بِهِ ،
وَيُجِيبُونَ مَنْ دَعَا إِلَيْهِ وَأَمَرَ بِهِ ، لَايَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً ، وَلَا يَرْضَوْنَ بِهِ بَدَلًا )
در واقع امام عليه السلام زيربناى اين عهدنامه و عامل اصلى وحدت و اتحاد را قرآن مجيد شمرده است ؛ چيزى كه هيچ مسلمانى در آن بحث و اختلاف و گفتوگو ندارد .
ولى نه تنها با خواندن الفاظ قرآن ، بلكه پذيرش دعوت قرآن و گردن نهادن به اوامر آن و ترجيح ندادن چيزى بر آن را پذيرا باشند .
به تعبير ديگر امام عليه السلام دربارهء اين حلقهء اتصال مسلمانان ؛ يعنى قرآن مجيد بر پنج مطلب تأكيد مىكند : نخست اينكه همگان را به سوى قرآن فرا بخوانيم و ديگر اينكه به عمل كردن به قرآن امر نماييم و از سوى سوم اگر كسى ما را به قرآن و عمل به آن فرا خواند پذيرا شويم و چهارم اينكه اگر منافع شخصى ما با قرآن هماهنگ نبود قرآن را فداى منافع شخصى خود نكنيم و پنجم اينكه هيچ چيز را جانشين قرآن ندانيم .
جملهء
« لَا يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً »
معناى ظاهرى آن اين است كه بهايى با قرآن نخرند در حالى كه منظور اين است كه قرآن را به بهايى نفروشند . اين تعبير و اين جابجايى بين ثمن و مثمن در كلمات عرب ديده شده و در قرآن مجيد نيز وارد شده است آنجا كه مىفرمايد : « « وَلا تَشْتَرُوا بِآياتي ثَمَناً قَليلًا » ؛ آيات مرا به بهاى ناچيزى نفروشيد » . « 3 » كه مفهوم اصلىاش اين است كه آيات مرا به بهاى اندكى نخريد .
هامش
( 1 ) . « بادى » به ساكنان باديه و بياباننشينها اطلاق مىگردد
( 2 ) . « ربيعة » نام فرزند « نزار بن معد بن عدنان » است و قبايلى از او سرچشمه گرفتهاند
( 3 ) . بقره ، آيهء 41