دعوت قرآن را بپذيرند و هركس آنها را به سوى قرآن فرا خواند اجابت كنند و همه با هم در برابر مخالفان متحد باشند و يكديگر را يارى دهند و با هيچ عذر و بهانهاى اين پيمان را نشكنند . منظور از اهل يمن همان طايفهء قحطان بودند كه در آنجا مىزيستند و ربيعه از طايفهء عدنان بودند .
ابن ابىالحديد در اينجا سخنى دارد كه شايان دقت است . او مى گويد در حديثى وارد شده است :
« كُلُّ حِلفٍ كانَ فِى الْجاهِلِيَّةِ فَلا يَزيدُهُ الإسْلامُ إلّاشِدَّةً وَلا حِلْفَ فِى الْإسلام ؛
هر پيمانى كه در جاهليت بسته شد ( و هدف والايى را در بر داشت ) در اسلام به قوت خود باقى ، بلكه قوىتر خواهد بود ؛ ولى در اسلام پيمانى وجود ندارد » .
مطابق اين سخن پيماننامهء مورد بحث زير سؤال مىرود ؛ ولى ابن ابىالحديد در اينجا مىافزايد : « كار اميرمؤمنان على عليه السلام بر اين خبر واحد ترجيح دارد و بايد از آن پيروى نمود . به خصوص اينكه عرب بعد از اسلام بارها پيمانهايى برقرار ساخت كه در كتب تاريخ شرح آن آمده است » . « 1 »
افزون بر اين ، حديث مزبور با فعل پيغمبر اكرم نيز سازگار نيست ، زيرا همه مىدانيم كه پيامبر در حديبيه پيمانى با مشركان برقرار ساخت و شايد به همين دليل است كه بعضى مىگويند حديث مزبور بعد از جريان فتح مكه بوده است . به هر حال اين حديث قابل اعتماد به نظر نمىرسد ، زيرا در تاريخ تمام امتها و ملتها حوادثى پيش مىآيد كه آنها را ناگزير به پيمان بستن با مخالفان خود مىكند .
* * *
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 18 ، ص 67