در ضمن امام عليه السلام انگيزههاى نقض عهد را در چهار چيز خلاصه فرموده است : سرزنش سرزنشكنندگان ، خشم افرادى كه در برابر اين پيمانِ وحدت خشمگين هستند و طرفدار اختلاف و جنگاند و يا خشمى كه در ميان دوستان واقع مىشود كه هيچ يك از اين امور ، نبايد منشأ بر هم زدن پيمان شود و يا اگر گروهى گروه ديگر را خوار بشمرند نبايد منشأ پيمان شكنى گردد و نيز اگر به سبب مسايلى شخصى ، گروهى به گروه ديگر دشنام دادند اين گونه امور نبايد به حريم پيمان وارد شود و به آن لطمهاى بزند .
سپس امام عليه السلام بر اين نكته تأكيد مىورزد كه اين پيمان براى همه حجت و واجبالاجراست مىفرمايد : « بر اين عهد و پيمان ، حاضران و غائبان ، كمخردان و عالمان ، عاقلان و جاهلان همه متحد خواهند بود » ؛
( شَاهِدُهُمْ وَغَائِبُهُمْ ، وَسَفِيهُهُمْ وَعَالِمُهُمْ ، وَحَلِيمُهُمْ « 1 » وَجَاهِلُهُمْ )
. اشاره به اينكه وقتى نخبگان و افراد سرشناس دو طايفه آمدند و بر مطلبى توافق كردند و عهدنامهاى نوشتند اين عهدنامه براى همه لازم العمل است .
همانگونه كه در تمام دنيا و در ميان تمام اقوام عهد و پيمانها به همين صورت منعقد مىشود ؛ چنان نيست كه همهء افراد حاضر شوند و پاى آن را امضا كنند .
آنگاه امام عليه السلام در پايان اين عهدنامه مىفرمايد : « آنها با اين پيمان در برابر پيمان الهى و ميثاق او مسئولاند ( همانگونه كه قرآن مجيد مىگويد : ) پيمان الهى مورد بازخواست قرار خواهد گرفت » ؛
( ثُمَّ إِنَّ عَلَيْهِمْ بِذَلِكَ عَهْدَ اللَّهِ وَمِيثَاقَهُ إِنَّ عَهْدَ اللَّهِ كَانَ مَسْئُولًا )
. اشاره به اينكه گرچه اين پيمان ميان دو قبيلهء « ربيعه » و « يمن » منعقد شده ؛ ولى در واقع نوعى پيمان الهى است ، زيرا آنها در پيشگاه خدا متعهد شدهاند كه اين
هامش
( 1 ) . « حليم » به معناى عاقل ، از ريشهء « حُلم » بر وزن « ظلم » و « حُلُم » بر وزن « نهم » به معناى عقل گرفته شده است