اشاره به يكى از شگفتىهاى دنيا كه بسيارى از امورى كه بيشتر براى انسان اطمينانآفرين است متزلزلتر است و يا بسيارى از كسانى كه به آنها بيشتر اعتماد مىكند از آنها ضربهء سنگينترى مىخورد و اينها نشان مىدهد كه هيچ چيز دنيا قابل اعتماد نيست و عاقل نبايد به آن دل خوش كند . تاريخ دنيا نيز گواه صدقى بر اين حقيقت است ؛ بسيار اتفاق افتاده كه محكمترين حكومتها يكشبه دگرگون شده و قوىترين زمامداران يكروزه جاى خود را به ديگرى دادهاند .
شاعر شيرينزبان معاصر در اين باره زيبا سروده است :
اى دل عبث مخور غم دنيا را * فكرت مكن نيامده فردا را !
بشكاف خاك را و ببين آنگه * بىمهرى زمانهء رسوا را
اين دشت خوابگاه شهيدان است * فرصت شمار وقت تماشا را
از عمرِ رفته نيز شمارى كن * مشمار جَدْى و عقرب و جوزا را
اين جويبار خرد كه مىبينى * از جاى كنده صخرهء صمّا را
آموزگار خلق شديم امّا * نشناختيم خود الف و با را
بت ساختيم در دل و خنديديم * بر كيش بد برهمن و بودا را
در دام روزگار ز يكديگر * نتوان شناخت پشّه و عنقا را
اى باغبان سپاه خزان آمد * بس دير كِشتيم اين گُل رعنا را « 1 »
نكتهها
1 . سلمان فارسى كيست ؟
سلمان فارسى به يقين يكى از بزرگان صحابهء پيغمبر بود و در روايتى از آن حضرت مىخوانيم كه فرمود :
« أَمَرَنِي رَبِّي بِحُبِّ أَرْبَعَةٍ وَأَخْبَرَنِي أَنَّهُ يُحِبُّهُمْ عَلِيٌّ وَأَبُوذَرٍّ وَالْمِقْدَادُ وَسَلْمَانُ ؛
خداوند مرا به محبّت چهار نفر دستور داده است و به
هامش
( 1 ) . ديوان پروين اعتصامى