دارم آنها بر مردم مسلط شوند و مردم را به دوران كفر باز گردانند .
مقصود از جملهء
« وَلَتَرَكْتُكُمْ إِذْ أَبَيْتُمْ وَوَنَيْتُمْ »
اين است كه اگر از تأثير سخنم در شما مأيوس شوم شما را رها خواهم ساخت .
سپس در پايان اين نامه امام عليه السلام براى تشويق آنها بر جهاد با دشمن و تحريك حميت و غيرت دينى آنها تعبيرات تكان دهندهاى دارد و مىفرمايد : « آيا نمىبينيد مناطق اطراف شما گرفته شده و شهرهايتان تحت تسلط دشمن قرار گرفته و كشورهاى شما ( يكى بعد از ديگرى ) تسخير مىشود و شهرهايتان به ميدان جنگ دشمن مبدل گشته » ؛
( أَ لَاتَرَوْنَ إِلَى أَطْرَافِكُمْ « 1 » قَدِ انْتَقَصَتْ « 2 » وَإِلَى
أَمْصَارِكُمْ قَدِ افْتُتِحَتْ وَإِلَى مَمَالِكِكُمْ تُزْوَى « 3 » ، وَإِلَى بِلَادِكُمْ تُغْزَى ! )
. اشاره به اينكه كدام مسلمان است كه اين حوادث دردناك را بشنود يا ببيند و ساكت بنشيند و تماشا كند و كدام انسان شرافتمند و با غيرت است كه به دشمن خود اجازه دهد اينگونه در منطقهء او به ويرانگرى و غارتگرى بپردازد ؛ نه غيرت اسلامى اجازه مىدهد و نه شرافت انسانى كه افراد در چنين ماجرايى سكوت كنند و تن به ذلت دهند .
حضرت به دنبال آن مىفرمايد : « خداوند شما را رحمت كند . براى نبرد با دشمن خود كوچ كنيد و زمينگير نشويد ( و سستى و تنبلى به خود راه ندهيد ) كه زيردست خواهيد شد و تن به ذلت و خوارى خواهيد داد و بهرهء زندگى شما از همه پستتر خواهد بود ( آرى ) آنكه مرد جنگ است هميشه بيدار است و كسى كه به خواب رود ( و از دشمن غافل شود بايد بداند ) دشمن او در خواب نخواهد بود و از او غافل نخواهد شد . و السلام » ؛
( انْفِرُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ إِلَى قِتَالِ عَدُوِّكُمْ ، وَلَا
هامش
( 1 ) . « اطراف » در اينجا به معناى نواحى كشور است
( 2 ) . « انْتَقَصَتْ » يعنى از دست رفته از ريشهء « نقص » گرفته شده است
( 3 ) . « تُزْوى » از ريشهء « زَىّ » بر وزن « حىّ » به معناى دور كردن و جمع و قبض نمودن چيزى است