يَلِيَ « 1 » أَمْرَ هَذِهِ الْأُمَّةِ سُفَهَاؤُهَا وَفُجَّارُهَا ، فَيَتَّخِذُوا مَالَ اللَّهِ دُوَلًا « 2 » ، وَعِبَادَهُ خَوَلًا « 3 »
وَالصَّالِحِينَ حَرْباً « 4 » ، وَالْفَاسِقِينَ حِزْباً )
. به تعبير ديگر ، امام عليه السلام گرچه عاشق شهادت بوده ولى حتىالامكان نمىخواسته شهيد شود ، بلكه زنده بماند و جلوى سيطرهء نااهلان را بر حكومت اسلامى بگيرد .
« فُجّار » ؛ ( فاجران ) اشاره به معاويه و همدستان اوست و « سفهاء » اشاره به لشكريان ناآگاهى است كه دنبال اهداف او حركت مىكردند .
جملهء
« يَتَّخِذُوا مَالَ اللَّهِ دُوَلًا ، وَعِبَادَهُ خَوَلًا »
اشاره به انجام كارهايى شبيه دوران خلافت عثمان است كه بيتالمال به دست گروهى از اقوام و خويشان او افتاد و دست به دست مىگرديد و افراد ناصالح را به فرماندارى بلاد منصوب كرده بود كه مردم را به زنجير كشيده بودند ، با اصحاب صالح پيغمبر نبرد مىكردند و فاسقان را جزء حزب خود قرار داده بودند .
امام عليه السلام در ادامهء اين سخن انگشت روى نقطهء ضعف روشن آنها گذارده مىفرمايد : « زيرا در اين گروه فردى است كه مرتكب شرب خمر شده بود و حد اسلام بر او جارى شد » ؛
( فَإِنَّ مِنْهُمُ الَّذِي قَدْ شَرِبَ فِيكُمُ الْحَرَامَ ، وَجُلِدَ حَدّاً فِي الْإِسْلَامِ )
. اشاره به « وليد بن عقبه » است كه در زمان عثمان والى كوفه بود و شرب خمر
هامش
( 1 ) . « يَلِىَ » يعنى حكومت را بر عهده بگيرد از ريشهء « ولايت » به معناى سرپرستى كردن و حكومت كردن گرفتهشده است
( 2 ) . « دُوَل » به چيزهايى گفته مىشود كه دست به دست مىگردد ، جمع « دَولة » و مال را از اين جهت دولت مىگويند كه دست به دست مىشود و همچنين حكومتها را كه دست به دست مىشوند دولت مىگويند . ( دُولة به ضم دال نيز همين معنا را دارد بعضى معتقد به تفاوتهايى بين « دَولة » و « دُولة » هستند )
( 3 ) . « خَوَل » به معناى برده و خدمتگذار است . اين واژه هم بر مفرد اطلاق مىشود و هم بر جمع از ريشهء « خَوْل » بر وزن « حول » كه به معناى سركشى و مراقبت مداوم از چيزى است گرفته شده و چون بردگان و خدمتگذاران ، از امور صاحبان خود سركشى و مراقبت مىكنند اين واژه بر آنها اطلاق شده است
( 4 ) . « حَرْب » به معناى جنگ و نيز به معناى دشمن آمده است و در جملهء بالا معناى دوم مناسب است