اخلاقى را بيان مىكند .
منّت گذاردن يعنى خدمت خود را بزرگ شمردن و به رخ طرف كشيدن سبب مىشود كه احسان هم در پيشگاه پرودگار و هم در نزد مردم ، ناچيز يا نابود گردد .
همچنين « تَزيُّد » يعنى واقعيت را بيش از آنچه هست و بر خلاف آنچه هست ارائه كردن ، نور حق را مىبرد ، زيرا مصداق روشن كذب است و مىدانيم كذب نور حق را ضايع مىكند .
تخلّف از وعدهها افزون بر اينكه موجب خشم و غضب مردم مىشود در پيشگاه خداوند نيز همين اثر را دارد ، بنابراين حاكمان و زمامداران بلكه تمام مديران و فرماندهان بايد از اين سه كار بپرهيزند كه محبوبيت آنها را سخت متزلزل مىسازد و موقعيت آنها را در ميان مردم به خطر مىافكند .
در حديث نيز آمده است :
« مَنْ كَثُرَ كَذِبُهُ ذَهَبَ بَهَاؤُهُ ؛
كسى كه زياد دروغ بگويد نورانيّت و زيبايى او از بين مىرود » . « 1 »
سپس امام عليه السلام در ادامهء اين سخن از افراط و تفريط در كارها شديداً برحذر مىدارد و روى دو موضوع مخصوصاً انگشت مىگذارد ، نخست مىفرمايد : « از عجله در كارهايى كه وقتش نرسيده است جداً بپرهيز و از كوتاهى در آن كارها كه امكانات عمل آن فراهم شده خوددارى كن » ؛
( وَإِيَّاكَ وَالْعَجَلَةَ بِالْأُمُورِ قَبْلَ أَوَانِهَا « 2 » ، أَوِ التَّسَقُّطَ « 3 » فِيهَا عِنْدَ إِمْكَانِهَا )
. مىدانيم هركارى وقتى دارد و هر برنامهاى شرايطى . آنگاه كه وقت و شرايط فراهم نباشد شتاب كردن سبب ناكامى است و نيز با فراهم آمدن شرايط بايد به سرعت كار را انجام داد ، چرا كه در صورت كوتاهى كردن فرصت از دست
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 341 ، ح 13
( 2 ) . « أوان » به معناى زمان و موقع است
( 3 ) . « تَسَقُّط » در اصل به معناى تدريجا به سراغ چيزى رفتن است كه لازمهء آن در بسيارى از موارد سستى و اهمالكارى است كه نقطهء مقابل در جهت تفريط نسبت به عجله است . در بسيارى از نسخ به جاى « تَسَقُّط » « تَساقط » آمده كه به معناى تهاون و سستى كردن است