تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
الرَّوْعِ « 1 » ) . اين دو وصف در واقع از مهم‌ترين اوصافى است كه براى پيروزى بر دشمن لازم است ؛ آماده باش دائم در زمان خوف حملهء دشمن و نهراسيدن از نقشه‌ها ، ضربه‌ها و عِدّه و عُدّهء اعدا . تاريخ نشان داده است كسانى كه در نبرد مغلوب شده‌اند غالباً يكى از اين دو ويژگى را از دست داده‌اند . يا غافلگير شده‌اند يا ترس از دشمن آنها را به ضعف و ذلت و زبونى كشيده است . آن‌گاه در چهارمين وصف مىفرمايد : « او در برابر بدكاران از شعلهء آتش سوزنده‌تر است و او مالك بن حارث از قبيلهء مذحج است » ؛ ( أَشَدَّ عَلَى الْفُجَّارِ مِنْ حَرِيقِ النَّارِ ، وَهُوَ مَالِكُ بْنُ الْحَارِثِ أَخُو مَذْحِجٍ « 2 » ) . تعبير به « حَرِيقِ النَّارِ ؛ سوزش آتش » در واقع رساترين تعبيرى است كه براى حملات شديد مالك اطلاق شده ، زيرا هيچ چيز همانند آتش نابود نمىكند . آب غرق مىكند ، سنگ مىشكند ؛ ولى آتش مىسوزاند و خاكستر مىكند . مرحوم تسترى در شرح نهج‌البلاغهء خود از كتاب صفين نصر بن مزاحم نقل مىكند كه در ايام جنگ صفين مردى از اهل شام كه قامتى بسيار بلند و بىنظير داشت از صفوف جمعيّت شاميان خارج شد و مبارز طلبيد ( مطابق سنّت جنگ‌هاى تن به تن در آن زمان ) هيچ كس از لشكر امير مؤمنان عليه السلام براى مبارزهء با او بيرون نيامد جز مالك اشتر كه آمد و با ضربه‌اى او را به خاك افكند و كشت . يكى از شجاعان لشكر شام گفت : به خدا قسم قاتل تو را خواهم كشت . اين سخن را گفت و بر اشتر حمله برد . اشتر او را با ضربه‌اى از پاى در آورد و او در پيش روى اسبش افتاد و يارانش با بدن مجروح او را از معركه بيرون بردند . يكى
هامش
( 1 ) . « الرّوْع » به معناى ترس و وحشت و گاه به معناى ترساندن و به وحشت انداختن آمده است . ( 2 ) . « مذحج » قبيله‌اى از يمن بود و مالك اشتر از رؤساى آن قبيله بود سپس به مدينه و آن‌گاه به كوفه آمد و در زمرهء شيعيان خالص و خاصان امير مؤمنان على عليه السلام در آمد .