او را به فرمانداريتان فرستادم ) ، زيرا او نسبت به شما خيرخواه و نسبت به دشمنانتان بسيار سختگير است .
شرح و تفسير فردى بينا و بسيار توانا را به فرماندارى شما منصوب كردم
امام عليه السلام در اين بخش عمدتا به معرفى مالك اشتر مىپردازد و بعد از معرفى كامل او ضمن بيان شش وصف بسيار ممتاز ، مردم مصر را به اطاعت از فرمان او دعوت مىكند گويى فرمانى است توأم با استدلال .
نخست مىفرمايد : « اما بعد ( از حمد و ثناى الهى ) من يكى از بندگان ( خاص ) از بندگان خدا را به سوى شما فرستادم » ؛
( أَمَّا بَعْدُ ، فَقَدْ بَعَثْتُ إِلَيْكُمْ عَبْداً مِنْ عِبَادِ اللَّهِ ) .
نكره بودن « عبد » در اينجا براى تعظيم است و نشان مىدهد كه مالك اشتر در مقام عبوديت پروردگار بسيار شايسته بود و امام عليه السلام هم اوّلين و مهمترين افتخار او را همين عبوديت پروردگار مىشمرد ، همان چيزى كه در نمازهاى خود در ذكر تشهد قبل از مقام رسالت پيغمبر صلى الله عليه و آله از آن ياد مىكنيم :
( أشْهَدُ أنَّ مُحَمّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ ) .
همان حقيقتى كه اميرالمؤمنين على عليه السلام به آن افتخار مىكرد و مىگفت :
« كَفَى بِي عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً » .
« 1 »
سپس در توصيف دوم و سوم مىفرمايد : « كسى كه به هنگام خوف و خطر خواب به چشم راه نمىدهد و در ساعات ترس و وحشت از دشمن نمىهراسد و به او پشت نمىكند » ؛
( لَا يَنَامُ أَيَّامَ الْخَوْفِ ، وَلَا يَنْكُلُ « 2 » عَنِ الْأَعْدَاءِ سَاعَاتِ
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 91 ، ص 94 ، ح 10 .
( 2 ) . « لا ينكُلُ » در اصل از ريشهء « نكول » به معناى عقب رفتن از روى ترس گرفته شده و گاه به هرگونهعقبنشينى از كارى گفته مىشود .