پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : شايستهء انبيا نيست كه نگاههاى پنهانى كنند . « 1 »
به هر حال مردم مصر بر ضد اين مرد جنايتكار شوريدند ؛ ولى او محكم در جاى خود نشسته بود . به همين دليل جمعيّت دو هزار نفرى از مصر حركت كردند به اين قصد كه فرمان عزل او را از عثمان بخواهند ولى عثمان نه تنها حاضر نشد كه او را معزول دارد ؛ بلكه نامهاى نوشت و با غلام خود براى عبداللَّه فرستاد به اين مضمون كه به او توصيه كرده بود بعضى از سران معترضان را در برابر چشم مردم به دار آويزد و بعضى را شديدا مجازات كند تا عبرت همگان گردد . معترضانِ مصرى نامه را از غلام كشف كردند و فريادشان بلند شد و گفتند بايد به مدينه برگرديم و تا عزل عثمان از خلافت دست بر نداريم .
در اين هنگام گروههاى ديگرى از كوفه و بصره به مدينه آمدند آنها نيز شكايتهاى مشابهى داشتند . اضافه بر اينها بسيارى از مهاجران و انصار معتقد بودند كه عثمان با كارهايى كه انجام داده لايق خلافت مسلمين نيست و بايد از خلافت كنارهگيرى كند ؛ ولى عثمان همچنان مقاومت مىكرد . اين مقاومت خشم شورشيان را برانگيخت ؛ خانهء او را محاصره كردند و سرانجام به دست ابو حرب غافقىِ مصرى و به اعتقاد بعضى به دست افراد ديگرى به قتل رسيد . « 2 » اين در حالى بود كه على عليه السلام فرزندان خود امام حسن و امام حسين عليهما السلام را به در خانهء عثمان فرستاده بود كه مانع ورود مردم به داخل خانه شوند ، زيرا امام عليه السلام موافق با قتل عثمان نبود ، هرچند لازم مىدانست كه عثمان از خلافت كنارهگيرى كند .
ولى آنچه مربوط به نامهء مورد بحث است اين است كه از تعريف و تمجيدى كه على عليه السلام در اين نامه از مردم مصر كرده است بعضى اينچنين استنباط كردهاند
هامش
( 1 ) . به سيرهء ابن هشام و استيعاب ابن عبدالبر مراجعه شود .
( 2 ) . شرح بيشتر دربارهء اين موضوع را در جلد دوم همين كتاب ( پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام ) ص 237 تا 241 به بعد به استناد تاريخ طبرى نوشتهايم .