كند و در مسير خواستههاى دشمن به او سوارى دهد .
چه تعبيرات دقيق و زيبا و گويايى كه از نهايت فصاحت و بلاغت كلام امام عليه السلام حكايت دارد و حضرت تسليم در برابر دشمن را در تمام اشكالش ترسيم كرده و از خود نفى مىكند .
تعبير به
« مُتَقَعِّدِ »
كه در بعضى از نسخ
« مقتعد »
آمده ، به معناى كسى است كه جايى را محل نشستن خود انتخاب كرده و اشاره به سوارى است كه بر مركب خود نشسته و تنها در مسير از آن استفاده نمىكند ، بلكه در تمام حاجات خود از آن بهره مىگيرد ؛ گاه مىايستد و با كسى سخن مىگويد ، گاه همانطور كه سوار است چيزى مىخرد و گاه چيزى به ديگرى تحويل مىدهد . خلاصه بر مركب نشسته و بىخيال از سنگينى وزنش بر دوش مركب همهء كارهاى خود را سواره انجام مىدهد .
امام عليه السلام در پايان اين نامه براى تأكيد بيشتر بر عزم راسخ و ارادهء آهنين خود در برابر دشمن به شعر شاعرى از طايفهء بنى سليم متمثل مىشود و مىفرمايد : « ولى وضع من همانگونه است كه شاعر بنى سليم گفته است :
هرگاه از من بپرسى چگونهاى مىگويم : در برابر مشكلات زمان صبور و بااستقامتم .
بر من سخت است كه غم و اندوه در چهرهام ديده شود كه موجب شماتت دشمن يا ناراحتى دوست گردد » ؛
( وَلَكِنَّهُ كَمَا قَالَ أَخُو بَنِي سَلِيمٍ :
فَإِنْ تَسْأَلِينِي كَيْفَ أَنْتَ فَإِنَّنِي * صَبُورٌ عَلَى رَيْبِ « 1 » الزَّمَانِ صَلِيبُ « 2 »
يَعِزُّ عَلَيَّ أَنْ تُرَى بِي كَآبَةٌ « 3 » * فَيَشْمَتَ « 4 » عَادٍ « 5 » أَوْ يُسَاءَ حَبِيبُ ) .
هامش
( 1 ) . « ريب » گاهى به معناى شك و گاه به معناى حوادث مشكل روزگار مىآيد .
( 2 ) . « صليب » به معناى محكم از ريشهء « صلب » آمده است .
( 3 ) . « كآبة » به معناى غم و اندوه و انكسار ناشى از آن است .
( 4 ) . « يشمت » از ريشهء « شماتت » به معناى شاد شدن دشمن است .
( 5 ) . « عاد » به معناى دشمن از ريشهء « عداوت » گرفته شده است .