وَجِمَاحَهُمْ « 1 » فِي التِّيهِ ، فَإِنَّهُمْ قَدْ أَجْمَعُوا عَلَى حَرْبِي كَإِجْمَاعِهِمْ عَلَى حَرْبِ رَسُولِ
اللَّهِ صلى الله عليه و آله قَبْلِي ) .
سپس مىافزايد : « خدا قريش را به كيفر اعمالشان برساند آنها پيوند خويشاوندى را با من بريدند و خلافت فرزند مادرم ( پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ) را از من سلب كردند » ؛
( فَجَزَتْ قُرَيْشاً عَنِّي الْجَوَازِي ! فَقَدْ قَطَعُوا رَحِمِي ، وَسَلَبُونِي سُلْطَانَ ابْنِ أُمِّي ) .
جملهء
« فَجَزَتْ قُرَيْشاً عَنِّي الْجَوَازِي »
با توجّه به اينكه « جوازى » جمع جازية به معناى جزا و مكافات عمل است ، مفهومش اين است كه مكافات اعمال قريش دامان آنها را بگيرد و گرفتار عواقب سوء اعمال خويش بشوند و اين در واقع نفرينى است براى آنها كه نه حق خويشاوندى را رعايت كردند و نه اجازه دادند امام عليه السلام به خلافتى كه خدا براى او مقرر داشته بود و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بر آن تأكيد فرموده بود و ضامن سعادت دين و دنياى مسلمانان بود برسد .
آرى آنها در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله سرسختترين دشمنان آن حضرت بودند و آتش تمام جنگهاى ضد اسلام به وسيلهء قريش و رؤساى آنها برافروخته شد و آخرين گروهى بودند كه در برابر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تسليم شدند و به او ايمان آوردند ، در حالى كه ايمان بسيارى از آنها صورى بود نه واقعى .
بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله با خليفه و جانشين او امير مؤمنان على عليه السلام نيز همان رفتار را كردند ، بلكه بر اثر انگيزهء انتقامجويى شدت عمل بيشترى به خرج دادند .
در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه روزى به على عليه السلام خطاب كرد در حالى كه گريان بود و اشك مىريخت و فرمود :
« ضَغَائِنُ فِي صُدُورِ أَقْوَامٍ لَا يُبْدُونَهَا لَكَ إِلَّا مِنْ بَعْدِي ؛
براى اين گريه مىكنم كه كينههايى در سينههاى گروهى
هامش
( 1 ) . « جماح » به معناى سركشى كردن است و « جموح » بر وزن « قبول » در اصل به معناى حيوان چموش استسپس به انسانهاى سركش و حتى حوادث و برنامههايى كه در اختيار انسان نيست اطلاق شده است .