تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
بود » ؛ ( فَسَرَّحْتُ « 1 » إِلَيْهِ جَيْشاً كَثِيفاً « 2 » مِنَ الْمُسْلِمِينَ ، فَلَمَّا بَلَغَهُ ذَلِكَ شَمَّرَ هَارِباً ، وَنَكَصَ « 3 » نَادِماً ، فَلَحِقُوهُ بِبَعْضِ الطَّرِيقِ ، وَقَدْ طَفَّلَتِ الشَّمْسُ لِلْإِيَابِ ) . « كثيف » به معناى انبوه و پر جمعيّت است و مطابق بعضى از روايات ، عدد لشكر امام عليه السلام در اينجا چهار هزار نفر بود از افراد تازه نفس و آماده كه همچون عقاب بر سر دشمن وارد شدند و به همين دليل ضحاك و لشكرش فرار را بر قرار ترجيح دادند و از حملهء خود به اطراف كوفه پشيمان گشتند ؛ ولى لشكر امام عليه السلام به تعقيب آنها پرداخت و نزديك غروب به آنها رسيد كه شرح ماجرا در جمله‌هاى بعد از همين نامه خواهد آمد . تعبير به « مِنَ الْمُسْلمين » اشعار به اين دارد كه لشكر مخالف و فرماندهء اصلى آنها در شام از مسلمانان نبودند . تعبير به « شمّر هارباً » در واقع سخريه‌اى است نسبت به ضحاك ، زيرا « شمّر » معمولًا به معناى دامن همت به كمر زدن براى انجام كار مهمى است ، نه براى فرار كه ضحاك آن را انتخاب كرده بود . جملهء « قد طفّلت الشمس » - با توجّه به اينكه طفول به معناى نزديك شدن است - اشاره به اين است كه دو لشكر هنگامى به هم رسيدند كه خورشيد نزديك غروب بود و تعبير به « اياب » كنايه از اين است كه خورشيد صبحگاهان گويا از مقر خود به سوى ما مىآيد و عصرگاهان به مقرش باز مىگردد و اين تعبير لطيفى است براى غروب آفتاب . آن‌گاه در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « مدت كوتاهى اين دو لشكر با هم
هامش
( 1 ) . « سرّحت » از ريشهء « تسريح » ، همان‌گونه كه در شرح نامهء 34 گفتيم به معناى فرستادن كسى دنبال كارىاست و به معناى هر گونه رها ساختن نيز آمده است . ( 2 ) . « كثيف » به معناى انبوه از ريشهء « كثافت » گرفته شده و در عربى به معناى آلودگى نيامده ، بلكه اين واژه در فارسى به معناى آلودگى است . ( 3 ) . « نكص » از ريشهء « نكص » بر وزن « مكث » و نكوص به معناى بازگشت و عقب‌نشينى است .