حسنه و سيئه تقسيم كردهاند ؛ مثلًا قرار دادن برنامهء مستمر هر سالهاى جهت نوازش يتيمان يا ايجاد صلح در ميان افرادى كه با هم اختلاف دارند سنّت حسنه محسوب مىشود و برنامههايى مانند زنده بهگور كردن دختران و يا در عصر ما استفاده از مواد محترقه و منفجره در چهارشنبهء آخر سال سنّت سيئه است .
در روايات اسلامى بحثهاى فراوانى دربارهء كسانى كه سنّت حسنه يا سنّت سيئه مىگذارند آمده است كه نمونهء آن را در بحثهاى گذشته مطالعه كرديد .
مخصوصاً در اين روايات تأكيد شده كسى كه سنّت حسنهاى بگذارد به تعداد كسانى كه به آن عمل مىكنند اجر و پاداش براى سنّت گذار از سوى خداوند داده خواهد شد بى آنكه از ثواب آنها چيزى كاسته شود و آنها كه سنّت سيئه مىگذارند به تعداد كسانى كه به آن عمل مىكنند وزر و گناه در نامهء اعمال آنها نوشته مىشود بى آنكه چيزى از گناهان آنها كم شود و اين در واقع از مسألهء تسبيب و تعاون بر خير و شر سرچشمه مىگيرد ، زيرا مىدانيم گاه انسان عملى را بالمباشره انجام مىدهد و گاه بالتسبيب و ايجاد سنّت خوب و بد نوعى تسبيب است .
البته مسألهء سنّتهاى اجتماعى ارتباطى به بدعت گذاشتن ندارد آنگونه كه بعضى از وهابيون كوتهفكر مىپندارند ، زيرا بدعت چيزى است كه به شارع مقدس و قرآن و سنّت پيغمبر نسبت داده شود و جزء آن نباشد ؛ ولى سنّتها نوعى بدعتهاى عرفى و اجتماعى است كه بدون اسناد به شرع مقدس گذارده مىشود كه اگر در مسير اهداف شرع باشد ( مانند نوازش يتيمان و كمك به محرومان ) سنّت حسنه محسوب مىشود و مطلوب است و اگر بر ضد آن باشد ( مانند زنده بهگور كردن دختران كه از سنّتهاى جاهلى بود ) سنّت سيئه و نامطلوب است .
از اينجا روشن مىشود اينكه وهابىهاى متعصب با امورى مانند جشن ميلاد
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 442
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٤٢