و شامل چند بخش است :
1 . ابتدا امام عليه السلام به مخاطب خود كه عثمان بن حنيف ؛ فرماندار بصره است خبر مىدهد كه گزارش شركت او در ميهمانى يكى از اشراف بصره به او رسيده است . در ضيافتى كه فقط ثروتمندان حضور داشتند و سفرهاى پرنعمت و رنگارنگ بوده است ، حضرت او را به جهت شركت در چنين ضيافتى سرزنش مىفرمايد .
2 . در بخش دوم به او يادآور مىشود كه هر كس بايد در زندگى ، پيشوا و رهبرى داشته باشد . آنگاه زندگى خودش را به عنوان پيشوا و رهبر براى او شرح مىدهد كه چگونه به دو جامهء كهنه و دو قرص نان اكتفا كرده و ثروتى نيز براى خود نيندوخته است ؛ ولى تأكيد مىفرمايد : من انتظار ندارم كه همچون من زندگى كنى . انتظار من اين است كه سادهزيستى و تقوا و پرهيزكارى را فراموش نكنى .
3 . در بخش ديگرى از اين نامه به داستان فدك اشاره مىفرمايد و مىگويد :
تنها چيزى كه از ثروت دنيا در دست ما بود ، فدك بود كه آن را هم حسودان و دشمنان اهلبيت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله از دست ما گرفتند ؛ هر چند من نيازى به فدك و غير فدك ندارم . پايان زندگى همگى ما مرگ و سرانجام خانهء ما گورى تنگ و تاريك است .
4 . در بخش ديگرى به اين نكتهء مهم اشاره مىكند كه سادهزيستى من از آنرو
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٧٦