براى عذرخواهىنيست و نه طريقى براى بازگشت به دنيا ( و جبران گذشته ) » ؛ ( فَارْتَدْ « 1 » لِنَفْسِكَ قَبْلَ نُزُولِكَ ، وَ وَطِّئِ الْمَنْزِلَ قَبْلَ حُلُولِكَ ، « فَلَيْسَ بَعْدَ الْمَوْتِ مُسْتَعْتَبٌ « 2 » » وَ لَا إِلَى الدُّنْيَا مُنْصَرَفٌ ) . « 3 »
شايان توجّه است كه جملهء « ليس بعد الموت مستعتب » نخستين بار در كلام پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است آنجا كه مىفرمايد : « لَيْسَ بَعْدَ الْمَوْتِ مُسْتَعْتَبٌ أَكْثِرُوا مِنْ ذِكْرِ هَادِمِ اللَّذَّاتِ وَمُنَغِّصِ الشَّهَوَاتِ ؛ بعد از مرگ راهى براى عذرخواهى و جلب رضايت پروردگار نيست ، بنابراين بسيار به ياد چيزى باشيد كه لذات را در هم مىكوبد و شهوات را بر هم مىزند » . « 4 »
جملهء « وَ لَا إِلَى الدُّنْيَا مُنْصَرَفٌ ؛ راه بازگشتى وجود ندارد » ، حقيقت و واقعيّت واضحى است كه در آيات قرآن و روايات به طور گسترده به آن اشاره شده است .
قرآن مجيد مىفرمايد : « حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّى أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلَّا . . . » ؛ ( آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مىدهند ) تا زمانى كه مرگ يكى از آنها فرا رسد ، مىگويد « پروردگارا ! مرا بازگردانيد ؛ * شايد در برابر آنچه ترك كردم ( و كوتاهى نمودم ) عمل صالحى انجام دهم » ( ولى به او مىگويند : ) چنين نيست ! » . « 5 »
در خطبهء 188 نهجالبلاغه دربارهء مردگان آمده است : « لَا عَنْ قَبِيحٍ يَسْتَطِيعُونَ انْتِقَالًا وَ لَا فِي حَسَنٍ يَسْتَطِيعُونَ ازْدِيَاداً ؛ نه قدرت دارند از عمل زشتى كه انجام دادهاند كنار روند و نه مىتوانند بر كارهاى نيك خود چيزى بيفزايند » .
هامش
( 1 ) . « ارتد » به معناى انتخاب كن از ريشهء « ارتياد » است كه در بخش قبل تفسير شد .
( 2 ) . « مستعتب » مصدر ميمى است و به معناى عذر خواهى و رضايت طلبيدن است از ريشهء « عتب » بر وزن « عطف » گرفته شده كه معانى متعدّدى دارد و يكى از معانى آن رضا و خشنودى است و كسى كه عذرخواهى مىكند در واقع رضايت طرف را مىطلبد لذا اين واژه به معناى عذرخواهى به كار رفته است .
( 3 ) . « منصرف » نيز مصدر ميمى به معناى بازگشت است .
( 4 ) . مستدرك الوسائل ، ج 2 ، ص 104 ، ح 16 .
( 5 ) . مؤمنون ، آيهء 99 و 100 . در آيات 28 سورهء انعام و 37 سورهء فاطر نيز به همين معنا اشاره شده است .