پيكار خطرناك برداريد . آنها اهل جهاد و پيكار با دشمن نبودند و جز به مقدار كمى آن هم از روى ريا يا اكراه در جهاد شركت نمىكردند .
اين احتمال نيز وجود دارد كه آيهء مزبور اشاره به دو گروه نباشد ، بلكه وضع يك گروه را در دو حالت بيان مىكند و اشاره به آن دسته از منافقان است كه وقتى در ميان مجاهدان بودهاند آنها را از جنگ باز مىداشتند و هنگامى كه به كنار مىرفتند ديگران را به سوى خود دعوت مىنمودند .
به هر حال استفادهء امام عليه السلام از اين آيهء شريفه اشاره به اين دارد كه اگر تو ( معاويه ) در برابر مردم در مورد جريان قتل عثمان پردهپوشى كنى ، از خدا مخفى نمىماند كه وى از تو يارى طلبيد و هرگز به سراغش نيامدى ( و از قتل او خوشحال شدى ) شايد خلافت به تو برسد .
البته معاويه كه يك سياستباز حرفهاى بود مىدانست هنگامى كه مهاجران و انصار در برابر شورش مردم بر ضد عثمان سكوت كرده و كمتر كسى از او دفاع مىكند ، چنانچه به ميدان بيايد و به دفاع از عثمان بپردازد ، مقابل مهاجران و انصار قرار گرفته است و اين معنا براى او در آينده گران تمام مىشود به همين دليل اعتنايى به دعوت عثمان براى يارى نكرد ، هر چند به حسب ظاهر با او هم پيمان بود .
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه آيهء شريفهء فوق ( آيهء 18 سورهء احزاب ) كه دربارهء موضع گيرى منافقان در برابر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله سخن مىگويد ممكن است مدح ضمنى براى عثمان محسوب شود ، چون در اينجا او به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تشبيه شده است .
ولى جملههاى بعد نشان مىدهد كه اين تشبيه فقط ناظر به تشبيه معاويه به منافقان بوده و به بيان ديگر تشبيه در يك جهت است ، زيرا امام عليه السلام در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « ولى هرگز سزاوار نبود كه من از اين موضوع عذرخواهى كنم
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 427
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٢٧