تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
مىداشتند و كسانى را كه به برادران خود مىگفتند : « به سوى ما بياييد ( و خود را از معركه بيرون كشيد ) » به خوبى مىشناسد ؛ و آنها ( مردمى ضعيف‌اند و ) جز اندكى پيكار نمىكنند » . ولى هرگز سزاوار نبود كه من از اين موضوع عذرخواهى كنم كه بر عثمان به سبب بدعت‌هايى كه ( در تقسيم بيت المال و مناصب كشور اسلامى در ميان نااهلان ) گذارده بود عيب گرفتم و او را به علت ( اين كارها ) سرزنش نمودم اگر گناه من ارشاد و هدايت او باشد ( هيچ مانعى ندارد و اگر به اين كار ملامت شوم افتخار مىكنم ) چه بسيار كسانى كه ملامت مىشوند و بىگناهند ( و به گفتهء شاعر ) گاه شخص ناصح و خيرخواه از بس اصرار در نصيحت مىكند متهم مىشود . « من جز اصلاح - تا آنجا كه توانايى دارم هدفى نداشته و ندارم - و توفيق من ( در اين كار ) ، جز به ( يارى ) خدا نيست . تنها بر او توكل كردم ؛ و به سوى او باز مىگردم » .

شرح و تفسير مقصران اصلى در قتل عثمان

امام عليه السلام در اين بخش از نامهء خود به پاسخ يكى ديگر از ايرادات يا صحيح‌تر سفسطه‌هاى معاويه پرداخته مىفرمايد : « تو وضع مرا در برابر عثمان يادآور شدى ( و مرا بر ترك يارى او سرزنش كردى ) حق توست كه با اين گفتار ( نادرست ) از خويشاوندت دفاع كنى ؛ ولى كدام يك از ما دشمنيش نسبت به او بيشتر بود و راه را براى كشتنش هموار ساخت ؟ آيا كسى كه آمادهء يارى او بود ولى ( او ياريش را نپذيرفت ) و از او خواست كه بر جاى خود بنشيند و دست از اين كار بكشد و يا كسى كه ( عثمان ) از او يارى خواست و او تأخير كرد و مرگ را به سوى او فرستاد تا زندگانيش به سر آمد ؟ » ؛ ( ثُمَّ ذَكَرْتَ مَا كَانَ مِنْ أَمْرِي وَ أَمْرِ
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 424 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي