تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
حركت كن . معاويه همراه با دو نفر ديگر سوار بر شتران تندرو شدند و خود را به مدينه رساندند . وى چون بر عثمان وارد شد ؛ عثمان سؤال كرد لشكرى با خود آورده‌اى ؟ گفت : نه ، پرسيد : چرا ؟ گفت : براى اينكه ترسيدم اگر لشكر شام در اين امر دخالت كنند مردم تو را زودتر به قتل رسانند ؛ ولى شتران تندرو با خود آوردم تا سه روزه تو را به شام برساند . عثمان خشمگين شد و به معاويه بد گفت و پيشنهاد او را غلط شمرد و معاويه از نزد عثمان خارج شد و به سوى شام باز گشت . « 1 » در تاريخ طبرى در حوادث سال 35 هجرى آمده است كه شورشيان عثمان را در محاصرهء شديدى قرار دادند و همه چيز حتى آب را از او قطع كردند « و قد كان يدخل بالشىء مما يريد ؛ على عليه السلام نيازهاى او را بر طرف مىكرد » . « 2 » نيز در همين كتاب ، طبرى مىنويسد : هنگامى كه شورشيان آب و غذا را بر عثمان قطع كردند ، على عليه السلام شديداً ناراحت شد و گفت : اى مردم اين كارى كه شما انجام مىدهيد نه شبيه كار مسلمانان است و نه كافران ، آب و غذا را از او قطع نكنيد . روم و فارس حتى با اسيران خود چنين نمىكردند چرا و به چه عنوان او را در محاصره قرار داده و قتلش را حلال مىشمريد ؟ « 3 » طبرى در ادامهء اين سخن مىافزايد : هنگامى كه جمعيت به در خانهء عثمان حمله بردند ، امام حسن عليه السلام و بعضى ديگر از فرزندان صحابه آنها را نهى كردند . « 4 » ولى از آنجا كه امام عليه السلام پيش از اين حادثه بارها از عثمان در برابر كارهاى ناروايش انتقاد مىكرد و كراراً او را نصيحت و ارشاد مىفرمود كه دست از اين اعمال بردارد و در برابر مردم حاضر شود ، درد دل مردم را بشنود و به خواسته‌هاى حق آنها پاسخ گويد . اين امور بهانه‌اى به دست معاويه و امثال او داد
هامش
( 1 ) . تاريخ مدينهء دمشق ، ج 39 ، ص 337 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 416 تا 418 . ( 3 ) . همان مدرك . ( 4 ) . همان مدرك .