تواضع و عدالت و نشان دادن قدرت در برابر زورمندان و محبّت در برابر ضعيفان مىدهد .
در بخش دوم در يك بحث كلى و جامع ، يكى از صفات متقين را در طرز برخورد آنها با دنيا و مواهب مادى در عباراتى جامع ، گويا و پرمعنا شرح مىدهد كه چگونه آنها توانستهاند از نعمتهاى الهى در دنيا بهرهمند شوند بىآنكه گرفتار دنياپرستى گردند .
امام عليه السلام در بخش سوم ، اشارهاى به پايان زندگى و مرگ مىكند و تعبيراتى دارد كه دقت در آن هر انسانى را از خواب غفلت بيدار مىسازد .
امام عليه السلام در بخش چهارم ، متوجه محمد بن ابىبكر شده و اهمّيّت مأموريتى را كه به او واگذار كرده ( حكومت مصر ) به او گوشزد مىكند و دستوراتى در اين زمينه به او مىدهد .
در بخش پنجم و آخرين بخش ، باز امام عليه السلام از يك تحليل كلى دربارهء تفاوتهاى پيشوايان هدايت و پيشوايان ضلالت سخن مىگويد و به خطرات منافقين در جامعهء اسلامى اشاره مىفرمايد .
ولى با توجّه به اينكه عهدنامه بسيار گستردهتر از آن است كه مرحوم سيد رضى آورده ، بخشهاى مهم و متعدّد ديگرى نيز در اين عهدنامه كه همهء آن در كتاب الغارات و تمام نهجالبلاغه و مانند آن آمده است ، ديده مىشود .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 343
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٤٣