بيم سستى در او راه ندارد و لغزش پيدا نمىكند . در جايى كه سرعت لازم است كندى نخواهد كرد و در آنجا كه كندى و آرامش لازم است سرعت و شتاب به خرج نمىدهد » ؛ ( وَ اجْعَلَاهُ دِرْعاً وَ مِجَنّاً « 1 » ، فَإِنَّهُ مِمَّنْ لَايُخَافُ وَهْنُهُ وَ لَا سَقْطَتُهُ « 2 » وَ لَا بُطْؤُهُ عَمَّا الْإِسْرَاعُ إِلَيْهِ أَحْزَمُ « 3 » ، وَ لَا إِسْرَاعُهُ إِلَى مَا الْبُطْءُ عَنْهُ أَمْثَلُ ) . « 4 »
از تعبير امام عليه السلام استفاده مىشود كه فرماندهء لشكر بايد كاملًا از نفرات خود حفاظت كند همچون زره و سپر براى افراد ، آن گونه برنامهريزى كند كه ضايعات به حدّاقل برسد و كشته و مجروح كمتر باشد .
نكتهء ديگرى كه امام عليه السلام در اين چند جمله بيان فرموده ويژگىهاى چهار گانهاى است كه براى اشتر برشمرده كه اگر در فرماندهاى جمع شود ، آن فرمانده از هر نظر لايق و شايسته است .
1 . اينكه سستى به خرج ندهد و در برابر فشارهاى دشمن و سنگينى برنامههاى جنگى مانند كوه استوار باشد .
2 . در محاسبات خود كمتر دچار اشتباه شود ، موقعيت نيروهاى خودى و دشمن را به طور كامل ارزيابى كند و مطابق آن برنامهريزى نمايد .
3 . در ميدان جنگ مسائلى پيش مىآيد كه دقيقهها و ثانيهها در آن سرنوشتساز است و بايد با سرعت هر چه تمامتر عمل كرد . فرماندهء لايق بايد اين دقيقهها و ثانيهها را بشناسد و بر طبق آن موضعگيرى كند .
4 . به هنگام مبارزه لحظاتى پيش مىآيد كه در آن خونسردى و ترك شتاب لازم است ؛ مثلًا در جايى كه دشمن تدريجاً به دام مىافتد ، اگر كار عجولانهاى شود از دام بيرون خواهد رفت . در اين گونه موارد بايد خونسرد بود .
هامش
( 1 ) . « مجنّ » به معناى سپر است ، از ريشهء « جنّ » بر وزن « فن » به معناى پوشانيدن گرفته شده است .
( 2 ) . « سقطة » به معناى لغزش و سقوط است .
( 3 ) . « احزم » از ريشهء « حزم » بر وزن « نظم » به معناى محكمكارى كردن گرفته شده .
( 4 ) . « امثل » به معناى افضل است .