( بعث إليّ أن أخرج ، ثمّ بعث إليّ أن أقدم ، ثمّ هم الآن يبعث إليّ أن أخرج ! ) .
اين امر نشان مىدهد كه فشار مردم به قدرى شديد بود كه عثمان كاملا دستپاچه شده بود و هر ساعت تصميم تازهاى مىگرفت . غافل از اينكه كار از كار گذشته و دوران حكومتش پايان يافته و مردم هيچ عذرى را از او نمىپذيرند و در اين ميان با شخصيتى همچون على عليه السّلام كه مقام و الانش در پيشگاه خالق و خلق بر كسى پوشيده نيست معاملهء يك مأمور حلقه به گوش و بىاختيار مىكرد .
جالب اينكه عثمان دربارهء كس ديگرى چنين دستورهاى ضدّ و نقيضى را صادر نكرد ، زيرا ديگران چنان نقشى را در جامعهء اسلامى نداشتند كه حضور و غيابشان تأثيرگذار باشد .
سرانجام امام عليه السّلام در پايان اين سخن به نكتهء مهمى اشاره مىكند و آن اينكه نهايت كوشش را براى دفاع از عثمان به خرج داده است . كارى كه هيچ كس جز آن حضرت انجام نداد و نمىتوانست انجام دهد ، مىفرمايد : « به خدا سوگند من آن قدر از عثمان دفاع كردم كه ترسيدم گنهكار باشم » ؛ ( و اللّه لقد دفعت عنه حتّى خشيت أن أكون آثما ) .
اين تعبير ممكن است اشاره به اين باشد كه دفاع بيش از حد از كسى كه مرتكب آن كارهاى خلاف شده نوعى حمايت از ظلم و خطاست و اين كار جايز نيست .
اين بهترين تفسيرى است كه براى عبارت فوق مىتوان گفت ، هر چند ابن ابى الحديد و ابن ميثم در شرح نهج البلاغهء خود دو احتمال ديگر نيز ذكر كردهاند :
نخست اينكه امام مىگويد : به اندازهاى از عثمان دفاع كردم كه بر جان خود بيمناكم ، زيرا ايستادن در مقابل اين همه جمعيّت كه بر ضد او قيام كردهاند اين گمان را به وجود مىآورد كه آنان به من حمله كنند و آسيبى به من برسانند و اين خود گناهى است .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 597
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٩٧